granularity

/ˌɡrænjʊˈlærɪti//ˌɡrænjʊˈlærɪti/

دانه دانه بودن

جمله های نمونه

1. The fineness, granularity and structure of magnalium hydrotalcite produced in this way are same as that produced by solid magnesium salts in reagent level.
[ترجمه ترگمان]The، دانه بندی و ساختار of hydrotalcite تولید شده در این روش مشابه با نمک های magnesium جامد در سطح معرف تولید می شوند
[ترجمه گوگل]ظرافت، دانه بندی و ساختار هیدروالکتیت سرب منهولیم تولید شده در این روش همانند تولید شده توسط نمک های منیزیم جامد در سطح واکنش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The granularity distribution and average diameter of particles of red phosphorus smoke were tested and the integral curve of typical sample were given.
[ترجمه ترگمان]توزیع granularity و قطر متوسط ذرات دود فسفر قرمز مورد آزمایش قرار گرفت و منحنی انتگرالی نمونه نمونه مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]توزیع دانه بندی و قطر متوسط ​​ذرات دود فسفر قرمز مورد آزمایش قرار گرفت و منحنی انتگرال نمونه های نمونه داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Chapter 1discusses allocation granularity in more detail.
[ترجمه ترگمان]فصل ۱ به صورت دقیق تر در مورد تخصیص تلفات بحث می کند
[ترجمه گوگل]فصل 1 جزئیات دقیق تر بودن تخصیص را مورد بحث قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The granularity of salt may affect on the quality, fluxion and bulk density of product.
[ترجمه ترگمان]دانه بندی نمک ممکن است بر کیفیت، fluxion و چگالی حجم محصول تاثیر بگذارد
[ترجمه گوگل]دانه بندی نمک ممکن است بر کیفیت، fluxion و تراکم فله محصول تأثیر بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Temperature, granularity and velocity of heating up were considered in the experiment of calcine, and the best value range of the three factors was confirmed.
[ترجمه ترگمان]دما، دانه بندی و سرعت گرمایش در آزمایش of در نظر گرفته شد و بهترین محدوده ارزشی سه عامل تایید شد
[ترجمه گوگل]درجه حرارت، دانه گرایی و سرعت گرمایش در آزمایش کالسین مورد بررسی قرار گرفت و بهترین محدوده ارزش این سه عامل تایید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Granularity effects are eliminated and matrix effects are decreased by high temperature fusion technique.
[ترجمه ترگمان]اثرات Granularity حذف می شوند و اثرات ماتریس با تکنیک ترکیب حرارتی بالا کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]اثرات گرانولیتی حذف می شوند و اثرات ماتریسی با روش همجوشی با دمای بالا کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In OBS, a data burst an intermediate switching granularity comparing to circuIt'switching and packet switching.
[ترجمه ترگمان]در OBS، یک داده در مقایسه با سوییچینگ circuit و سوییچینگ بسته، یک تغییر ساختار میانی را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]در OBS، داده ها یک دانه گرایی سوئیچینگ متوسط ​​را در مقایسه با circulite و تغییر سوئیچینگ بسته بندی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Characteristics and Description : High purity, fine granularity, low oxygen content.
[ترجمه ترگمان]ویژگی ها و شرح: خلوص بالا، دانه بندی درست، مقدار کم اکسیژن
[ترجمه گوگل]مشخصات و توضیحات: خلوص بالا، جزئیات دانه، مقدار اکسیژن کم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The granularity of matter is old news.
[ترجمه ترگمان]The بودن موضوع، اخبار قدیمی است
[ترجمه گوگل]جزئیات بودن ماده اخبار قدیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The results are dependent on the minimal granularity of scattering.
[ترجمه ترگمان]نتایج به کم ترین میزان پراکندگی وابسته هستند
[ترجمه گوگل]نتایج بستگی به جزئیات ظاهری پراکندگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Abstract: Sample's moisture content and granularity would have an important influence on NIR veracity.
[ترجمه ترگمان]چکیده: محتوای رطوبت نمونه و دانه بندی، تاثیر مهمی بر صحت NIR دارد
[ترجمه گوگل]چکیده: محتوای رطوبت و دانه بندی نمونه ها تأثیر مهمی بر روی صحت NIR دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Wider range of granularity of iron ore will produce longer the amount of calcium ferrite.
[ترجمه ترگمان]دامنه وسیع بودن کانسنگ آهن، مقدار زیادی از فریت را تولید خواهد کرد
[ترجمه گوگل]محدوده وسیع تر دانه بندی سنگ آهن باعث افزایش تولید فریت کلسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The granularity of coal, inoculation amount of bacteria and additional nitrogen have some effect on desulfurization.
[ترجمه ترگمان]دانه بندی زغال سنگ، مقدار تلقیح باکتری ها و نیتروژن اضافی بر سولفورزدایی خیلی تاثیر دارند
[ترجمه گوگل]دانه بندی ذغال سنگ، میزان تلقیح باکتری ها و نیتروژن اضافی بر روی سولفوریزاسیون اثر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The granularity, morphology and existent states of gold can imply the migration and enrichment degree and the reprecipitation mechanism of gold.
[ترجمه ترگمان]دانه بندی، مورفولوژی و حالت های موجود طلا می تواند دلالت بر مهاجرت و درجه غنی سازی و مکانیسم reprecipitation طلا داشته باشد
[ترجمه گوگل]دانه بندی، مورفولوژی و شرایط موجود طلا می تواند به میزان مهاجرت و غنی سازی و مکانیزم جایگزینی طلا مربوط باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Furthermore, these components are composed of decreasingly smaller components down to a class-level of granularity.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، این مولفه ها از decreasingly اجزای کوچک تر به سطحی از دانه بندی سطح کلاس تشکیل شده اند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، این اجزاء از اجزاء در حال کوچکتر تشکیل شده و به سطحی از سطح دانه افزوده میشوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• being in the form of pellets; being in the form of grains

پیشنهاد کاربران

مقیاس یا سطح جزئیات موجود در مجموعه داده
دانه بندی [کامپیوتر]
خصوصیت دانه ای ، ( سرویس کنترل دسترسی ) :خصوصیت دانه ای بودن ، زیردانگی، در برداشتن خصوصیات بیشتر و جزییات بیشتر برای کنترل دسترسی کاربر
[مهندسی نرم افزار] دانه بندی؛ یعنی تقسیم یک سیستم به اجزاء تشکیل دهنده اش. دانه بندی ریز ( fine - grained ) یعنی فراهم کردن مدلی با جزئیات بسـیار زیاد، و دانه بندی درشت ( Coarse - grained ) یعنی ارائه نمایی سطح بالا، که بـا نـادیده گرفتن برخی از جزئیات پدید مـی آید.
یک به یک بودن
دانه بندی ( مهندسی کامپیوتر )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما