• : تعریف: tending to or inclined to grab things; greedy. • مشابه: acquisitive
انگلیسی به انگلیسی
• greedy, lustful, avaricious, covetous
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی ( بر اساس بافت ) : • حریص، طماع • ( برای محتوا یا طراحی ) جذاب، گیرا، چشمگیر ( در معنای مثبت ) • پرتوقع 🔸 مثال ها: "The little boy was so grabby with the crayons that no one else could use them. " ... [مشاهده متن کامل]
آن پسر کوچک آنقدر حریصانه مداد رنگی ها را چنگ می زد که هیچ کس دیگری نمی توانست از آنها استفاده کند. "His grabby behavior during the negotiations alienated everyone at the table. " رفتار طماعانه او در طول مذاکرات، همه حاضر در جلسه را از او دلزده کرد. "We need a more grabby headline to attract readers to the article. " برای جذب خواننده به مقاله، به یک تیتر جذاب تر و گیراتر نیاز داریم.
صفتِ "grabby" میل شدید به تصاحب و داشتن چیزی را توصیف می کند. در واقع حریص در قاپیدن و گرفتن چیز ها اما صفتِ "greedy" میل شدید به غذا و ثروت و دارایی و . . . را توصیف می کند.