gps tether

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
بند الکترونیکی جی پی اس / پابند الکترونیکی
دستبند ردیاب جی پی اس / تسمه ی ردیابی
بند پایش الکترونیکی / پابند نظارتی
بند مچ پا یا مچ دست با ردیاب جی پی اس
🔸 مثال ها:
• He was released on bail with a GPS tether.
...
[مشاهده متن کامل]

او با قرار وثیقه و با پابند الکترونیکی جی پی اس آزاد شد.
• The GPS tether alerted authorities when he entered the exclusion zone.
پابند جی پی اس وقتی او وارد منطقه ی ممنوعه شد، به مقامات هشدار داد.
• She had to wear a GPS tether while awaiting trial.
او در دوران انتظار محاکمه مجبور بود پابند جی پی اس بپوشد.

gps tether