governorate
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 مثال ها:
• The governorate announced new security measures.
استانداری اقدامات امنیتی جدیدی اعلام کرد.
• Basra is one of the largest governorates in Iraq.
بصره یکی از بزرگ ترین استان های عراق است.
... [مشاهده متن کامل]
• The governor of the northern governorate resigned after the protests.
فرماندار استان شمالی پس از اعتراضات استعفا داد.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Province، State، و District:
• Province به معنای استان است و عام ترین و بین المللی ترین معادل governorate است؛ در بسیاری از کشورها به جای governorate به کار می رود.
• State به معنای ایالت است و معمولاً به واحدهای فدرال با خودمختاری نسبی گفته می شود — مثل ایالت های آمریکا یا آلمان — که اختیارات بیشتری از governorate دارند.
• District به معنای بخش و ناحیه است و کوچک تر از governorate است؛ معمولاً زیرمجموعه ی یک استان یا ایالت محسوب می شود.
• Governorate اما ترکیبی از واحد اداری، حوزه ی فرمانداری، و تقسیمات کشوری را می رساند و به همین دلیل در بافت های خبری و حقوقی برای اشاره به استان های کشورهای عربی و ترکیه واژه ی دقیق تری است — یعنی منطقه ای که یک فرماندار از سوی دولت مرکزی آن را اداره می کند.
استانداری اقدامات امنیتی جدیدی اعلام کرد.
بصره یکی از بزرگ ترین استان های عراق است.
... [مشاهده متن کامل]
فرماندار استان شمالی پس از اعتراضات استعفا داد.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Province، State، و District:
• Province به معنای استان است و عام ترین و بین المللی ترین معادل governorate است؛ در بسیاری از کشورها به جای governorate به کار می رود.
• State به معنای ایالت است و معمولاً به واحدهای فدرال با خودمختاری نسبی گفته می شود — مثل ایالت های آمریکا یا آلمان — که اختیارات بیشتری از governorate دارند.
• District به معنای بخش و ناحیه است و کوچک تر از governorate است؛ معمولاً زیرمجموعه ی یک استان یا ایالت محسوب می شود.
• Governorate اما ترکیبی از واحد اداری، حوزه ی فرمانداری، و تقسیمات کشوری را می رساند و به همین دلیل در بافت های خبری و حقوقی برای اشاره به استان های کشورهای عربی و ترکیه واژه ی دقیق تری است — یعنی منطقه ای که یک فرماندار از سوی دولت مرکزی آن را اداره می کند.
🔸 معادل فارسی:
• استان / ایالت
• فرمانداری / ولایت
• منطقه ی اداری تحت فرمانداری
• حوزه ی حکومتی استان
🔸 معنی دقیق:
این اسم به یک واحد تقسیمات کشوری یا منطقه ی اداری گفته می شود که توسط یک فرماندار یا والی اداره می شود. این واژه در نظام های اداری کشورهای مختلف، معادل استان، ولایت، یا ایالت است — بسته به ساختار سیاسی آن کشور.
... [مشاهده متن کامل]
در برخی کشورها مثل عراق، مصر، سوریه، و ترکیه، governorate معادل استان است و هر استان توسط یک فرماندار اداره می شود. در برخی کشورهای عربی، معادل آن ولایت یا محافظه است.
• استان / ایالت
• فرمانداری / ولایت
• منطقه ی اداری تحت فرمانداری
• حوزه ی حکومتی استان
🔸 معنی دقیق:
این اسم به یک واحد تقسیمات کشوری یا منطقه ی اداری گفته می شود که توسط یک فرماندار یا والی اداره می شود. این واژه در نظام های اداری کشورهای مختلف، معادل استان، ولایت، یا ایالت است — بسته به ساختار سیاسی آن کشور.
... [مشاهده متن کامل]
در برخی کشورها مثل عراق، مصر، سوریه، و ترکیه، governorate معادل استان است و هر استان توسط یک فرماندار اداره می شود. در برخی کشورهای عربی، معادل آن ولایت یا محافظه است.
استانداری؛
توضیح: این کلمه بهتر است به مفهوم استانداری بکار رود؛
The last resolution was approved in the governorate ( آخرین مصوبه در استانداری تصویب شد )
توضیح: بهتر است از کلمه governor به مفهوم فرماندار و از کلمه the governor به مفهوم استاندار استفاده شود
توضیح: این کلمه بهتر است به مفهوم استانداری بکار رود؛
The last resolution was approved in the governorate ( آخرین مصوبه در استانداری تصویب شد )
توضیح: بهتر است از کلمه governor به مفهوم فرماندار و از کلمه the governor به مفهوم استاندار استفاده شود
. . .
... [مشاهده متن کامل]
. . .
فرمانداری ( ناحیه تحت کنترل فرماندار ) , استان
فرمانداری
شهرستان