gotten

/ˈɡɑːtən//ˈɡɒtən/

اسم مفعول فعل get (در آمریکا got به معنی داشتن به کار می رود و gotten به معنی به دست آوردن) (در سایر کشورهای انگلیسی زبان، مثلا انگلستان، got فقط به عنوان اسم مفعول get به کار می رود و معنی آن به دست آوردن یا تهیه کردن است)

بررسی کلمه

( verb )
• : تعریف: a past participle of get.

جمله های نمونه

1. i've gotten a bicycle
دوچرخه ای تهیه کرده ام.

2. you've gotten low marks (in the exam)
(در امتحان) نمرات بدی گرفته ای.

3. he has gotten married lately
تازگی زن گرفته است.

4. he has gotten old and can't cut it any more
او پیر شده است و دیگر نمی تواند درست کار بکند.

5. he has gotten very old
او خیلی پیر شده است.

6. now he has gotten the bug for stamp collecting
حالا دچار خوره ی تمبر جمع کردن شده.

7. recently she has gotten a wad of attention
اخیرا خیلی مورد توجه قرار گرفته است.

8. the mother had gotten tired of picking up after the children
مادر از جمع و جور کردن ریخت و پاش بچه ها خسته شده بود.

9. deadwood professors must be gotten rid of
باید از شر استادان بی خاصیت خلاص شد.

10. our plan has not gotten anywhere
نقشه ی ما به جایی نرسیده است.

11. who said ahmad has gotten married?
کی گفت احمد زن گرفته است ؟

12. they reported that they had gotten married secretly
آنها اعلام کردند که مخفیانه ازدواج کرده اند.

13. we know nothing about him save that he has recently gotten married
درباره ی او هیچ نمی دانیم سوای اینکه به تازگی زن گرفته است.

14. Ill gotten [got] ill spent.
[ترجمه گوگل]مریض شدم خرج شد
[ترجمه ترگمان]من دیگه وقت ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Casey was sorry he'd gotten so angry.
[ترجمه گوگل]کیسی متاسف بود که خیلی عصبانی شده بود
[ترجمه ترگمان]کیسی متاسف بود که اینقدر عصبانی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. She and Frank had never gotten around to opening a joint account.
[ترجمه گوگل]او و فرانک هرگز نتوانسته بودند یک حساب مشترک باز کنند
[ترجمه ترگمان]او و فرانک هیچ وقت به این طرف و آن طرف نرفته بودند که یک حساب مشترک باز کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. You've gotten so pretty.
[ترجمه گوگل]خیلی خوشگل شدی
[ترجمه ترگمان]تو خیلی خوشگل شدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. I've gotten my feet thoroughly soaked and feel frozen through and through.
[ترجمه گوگل]پاهایم کاملاً خیس شده و احساس می‌کنم از بین رفته و یخ زده‌ام
[ترجمه ترگمان]من پاهایم را کاملا خیس و خیس کرده و از میانش رد شده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• gotten is often used for the past participle of get in american english.

پیشنهاد کاربران

به معنی گرفتن و جذب شدن
گذشته ی getنیستتتت "فقل سومشه"
Get
"Past. " Got
Gotten سوم،
تهیه کردن
فهمیدن
جذب شده

گذشته
get

بپرس