got

/ˈɡɑːt//ɡɒt/

زمان گذشته و اسم مفعول فعل get (رجوع شود به: gotten)، زمان گذشته فعل get
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

( verb )
• : تعریف: past tense and a past participle of get.

جمله های نمونه

1. arianne got through her final examinations
آرین امتحانات نهایی خود را گذراند.

2. he got a "d" in history
او در تاریخ ((د)) گرفت.

3. he got a c in history
او در تاریخ جیم گرفت.

4. he got a good beating
(یک) کتک حسابی خورد.

5. he got a good seat
صندلی خوبی گیر آورد.

6. he got a mark of 20 in history
او در تاریخ نمره ی 20 گرفت.

7. he got a nice legacy from his uncle
او از عمویش ارث خوبی به دست آورد.

8. he got a raise
اضافه حقوق گرفت.

9. he got an "a" in composition
او در انشا بیست گرفت.

10. he got car-sick and heaved
در اتومبیل حالش به هم خورد و بالا آورد.

11. he got caught in the meshes of the big city
او در دام شهر بزرگ گرفتار شد.

12. he got chewed out for being late
به خاطر دیر آمدن مورد موآخذه قرار گرفت.

13. he got close but funked touching the snake
او نزدیک شد ولی از دست زدن به مار چندشش شد.

14. he got closer to the beauty queen to get an eyeful
به ملکه ی زیبایی نزدیکتر شد تا یک نگاه سیر بکند.

15. he got drunk and waffled for hours
او مست کرد و ساعت ها به یاوه گویی پرداخت.

16. he got good marks at school
در مدرسه نمرات خوبی می گرفت.

17. he got her with child
او را آبستن کرد.

18. he got here late
او دیر به اینجا رسید.

19. he got high on opium
تریاک او را نشئه کرد.

20. he got his breath back
نفسش جا آمد.

21. he got his hands dirty
دست هایش را کثیف کرد.

22. he got his point across by way of illustration and interpretation
او از راه توضیح و تفسیر نکته ی خود را رساند.

23. he got his thumb jammed in the door
شست دستش لای درب گیر کرد (و ضرب دید).

24. he got hurt during the first half
او در نیمه ی اول (مسابقه) مصدوم شد.

25. he got in with hard-drinking, poker-playing lots
او با عرق خورها و پوکربازها دمخور بود.

26. he got into his car and rocketed to ghazvin
سوار ماشین خود شد و مثل تیر رفت به قزوین

27. he got into the car and drove off
او سوار ماشین شد و رفت.

28. he got married in kerman and stayed there
در کرمان زن گرفت و آنجا ماندگار شد.

29. he got no answer
جوابی دریافت نکرد

30. he got on his bicycle and wheeled down the street
سوار دوچرخه اش شد و در خیابان سرازیر شد.

31. he got out of bed and opened his bleary eyes
او از بستر برخاست و چشمان قی کرده ی خود را گشود.

32. he got out of the bed with disheveled hair and went straight to the kitchen
او با موهای ژولیده از بستر برخاست و یکراست به آشپزخانه رفت.

33. he got over his losses
ضررهای خود را جبران کرد.

34. he got rich by devious means
او با نادرستی ثروتمند شد.

35. he got ten years for robbery
به جرم دزدی ده سال محکوم شد.

36. he got the best of his opponent
برحریفش پیروز شد.

37. he got the bill through the parliament
او لایحه را از مجلس گذراند.

38. he got the highest grade
او بالاترین نمره را گرفت.

39. he got the job through the agency of one of his relatives
این شغل را به کمک یکی از خویشانش به دست آورد.

40. he got the justice he deserved
او به سزایش رسید.

41. he got the money by fraud
او پول را از راه کلاهبرداری به دست آورد.

42. he got the soldiers' pay and transmitted it to their families
او حقوق سربازان را گرفت و برای خانواده های آنها فرستاد.

43. he got this job on grounds of deserts rather than family connections
او این شغل را به واسطه ی لیاقت به دست آورد نه رابطه ی خانوادگی

44. he got this job on the strength of your recommendation
آن شغل را به خاطر توصیه ی شما بدست آورد.

45. he got to school at 8 o'clock
ساعت 8 به مدرسه رسید.

46. he got up and shook the lad's hand ceremoniously
او برخاست و دست پسرک را با تشریفات فشرد.

47. he got up and walked out of the room
برخاست و از اتاق بیرون رفت.

48. he got up angrily and stalked out of the room
با خشم از جا برخاست و با قدم های بلند از اتاق خارج شد.

49. he got up to go, whereat his wife cried
او بلند شد برود که زنش زد زیر گریه.

50. he got up with a jerk
او با حرکتی سریع از جا بلند شد.

51. he got what was coming to him
او به مکافات عمل خود رسید.

52. he's got a big conk
کله ی او گنده است.

53. he's got a mean streak in him
بعضی اوقات خیلی بدخلق می شود.

54. i got a broom and swept the broken glass
جاروب آوردم و شیشه شکسته ها را جارو کردم.

55. i got a taste of his anger
(مجازی) مزه ی خشم او را چشیدم.

56. i got an a minus in mathematics
در ریاضیات الف منفی گرفتم.

57. i got five grand
پنج هزار دلار گرفتم.

58. i got lost in the winding passages of the old hotel
در راهروهای پرپیچ و خم آن هتل قدیمی گم شدم.

59. i got many painful rubs and did not complain
خیلی مرارت کشیدم و جیک نزدم.

60. i got off the bicycle and walked the rest of the way through heavy snow
از دوچرخه پیاده شدم و بقیه ی راه را از میان برف سنگین پیاده رفتم.

61. i got off the train in ghom
در قم از ترن پیاده شدم.

62. i got this newspaper for nothing
این روزنامه را رایگان به دست آوردم.

63. i got this watch on ten days' approval
این ساعت را می توانم (اگر بخواهم) تا ده روز دیگر پس بدهم.

64. i got used to being alone
به تنها بودن عادت کردم.

65. it got so that i could not tolerate him anymore
کار به جایی رسید که دیگر نمی توانستم او را تحمل کنم.

66. i've got a bicycle
دوچرخه ای دارم.

67. i've got a bicycle
(انگلیس) دوچرخه ای تهیه کرده ام.

68. i've got a terrible head tonight
امشب سرم خیلی درد می کند.

69. i've got two brothers; they are both doctors
من دو برادر دارم ; هر دو دکتر هستند.

70. julie got her masters's degree from texas a & m university
جولی درجه ی فوق لیسانس خود را از دانشگاه تگزاس ا. اند. ام گرفت.

به انگلیسی

• got is the past tense and past participle of get.
you can use have got instead of the more formal `have' when talking about possessing things: see have.
you can use have got to instead of the more formal `have to' or `must' when talking about something that must be done.

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهزمان گذشته و اسم مفعول فعل get ( رجوع شود ...بررسی کلمه( verb ) • : تعریف: past tense and a past participle of get.جمله های نمونه1. arianne got through her final examinations آرین امتحانات نهایی خود را گذراند. 2. he got a "d" ...انگلیسی به انگلیسیgot is the past tense and past participle of get. you can use have got instead of the more formal `h ...
معنی got، مفهوم got، تعریف got، معرفی got، got چیست، got یعنی چی، got یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف g، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف g، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف g
کلمه بعدی: got a bad reputation
اشتباه تایپی: لخف
آوا: /گفت/
عکس got : در گوگل
معنی got

پیشنهاد کاربران

به دست آوردن
ب معنای فهمیدن هم میشه .
به طور مثال :
i got it یعنی فهمیدم که چی میگی همیشه به معنی بدست اوردن نیست .
در بعضی موارد هم i got it به معانی دیگه ای هم هست .
مثال :
این کارو به من بپسارید .
خودم این کار رو انجام میدم .
من درک میکنم .
من درستش میکنم .
یا خودمونی تر 😆 اون با من 😉😂 .
به معنای داشتن نیز میباشد و در آمریکا از این کلمه استفاده میشود. برای مثال:we got phones
بدست آورد
داشتن
Got into the train
به قطار رفتن. . به قطار رفت
به معنی* رفت *هم میشه
فعل get دارای پانزده معنی میباشد

رفتن
I got school yesterday
رفتن و آوردن
Get me that book
رسیدن
What time do u usually get home
گرفتن
I got some books
دریافت کردن
I got the message
خریدن
She got a new black scarf
فهمیدن
I got it
شدن
He got a physician
داشتن
She's got blonde hair
زدن ( گرفتن )
A boy threw a stone at me but he didn't get me
مبتلا شدن
I got really bad headache
غذا درست کردن
I got breakfast for myself
وقت انجام کاری را داشتن
Do u get to try new computer
اقدام به انجام کاری کردن
We'd better get going if we don't want to be late
در جملات مجهول بجای be میاید
The room was cleaned
The room got cleaned


I got mixed up
همه چیزو قاطی کردم
رساندن

گرفتن

دریافت کردن
باید
You have got to see this
باید اینو ببینی
دریافت
مجبور کردن
?Hey! You got a minute
هی!میشه یک دقیقه وقتتو بگیرم؟
معنی کلمه میشه گرفت یا گذشته get
مخفف گیم اف ترونز Game Of Throns
got it
get it
get that for you. . .
و غیره جاهایی میشه واسه کسی کاری انجام دادان، پرداخت کردن، حساب کردن،
به معنای داشتن یا پیش کسی بود.
مثال:
1= در رستوران به پیش خدمت وقتی میگیم:
What have you got?
یعنی: چی دارین؟

Where's the tape =2?
Hector's got it.
یعنی: ویدئو کجاست؟ پیش هکتوره.
تفاله هم معنی میده
باعث شدن
به معنای شدن. مثلا:
I got sad
ناراحت شدم
l was scammed yesterday
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما