gorgeous

/ˈɡɔːrdʒəs//ˈɡɔːdʒəs/

معنی: مجلل، زرق و برق دار، نمایش دار، با جلوه
معانی دیگر: عالی، پرجلال و جبروت، پرطنطنه، (عامیانه) زیبا، شگفت انگیز، دلپسند، قشنگ، رنگارنگ، الوان
دارالترجمه ر.س.م.ی کاج

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: gorgeously (adv.), gorgeousness (n.)
• : تعریف: exceptionally beautiful; splendid.
مترادف: exquisite, glorious, grand, magnificent, splendid, stunning
مشابه: beautiful, breathtaking, marvelous, opulent, ravishing, resplendent, sensational, sublime, sumptuous, superb

- A peacock has gorgeous plummage.
[ترجمه رها] طاووس پر زیبایی دارد
|
[ترجمه گوگل] طاووس پرهای زیبایی دارد
[ترجمه ترگمان] یک طاووس پر زرق و برق دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We have a gorgeous view of the mountains from our hotel room.
[ترجمه رها] اتاق هتل ما ویو جذابی از کوها دارد
|
[ترجمه گوگل] ما از اتاق هتل خود منظره ای زیبا از کوه ها داریم
[ترجمه ترگمان] ما یک منظره زیبا از این کوه ها داریم که از اتاق هتل ما بیرون می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the president's gorgeous palace
کاخ مجلل رئیس جمهور

2. today, i met a gorgeous woman
امروز زنی بسیار زیبا را ملاقات کردم.

3. What a gorgeous room/dress/colour!
[ترجمه NoBody] چه [اتاق/لباس/رنگ] پر زرق و برقی!
|
[ترجمه گوگل]چه اتاق/لباس/رنگ زیبایی!
[ترجمه ترگمان]چه اتاق زیبایی \/ لباس \/ رنگ!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I don't long for luxurious life and gorgeous appearance, but I need a complete in habitation for sentiment.
[ترجمه گوگل]من آرزوی زندگی مجلل و ظاهر باشکوه را ندارم، اما برای احساسات به یک خانه کامل نیاز دارم
[ترجمه ترگمان]من از زندگی مجلل و ظاهر زیبا زیاد خوشم نمی آید، اما به یک آبادی کامل احتیاج دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The gorgeous words,weak language,actually cannot replace what.
[ترجمه گوگل]کلمات زرق و برق دار، زبان ضعیف، در واقع نمی توانند جایگزین چیزی شوند
[ترجمه ترگمان]کلمات زیبا، زبان ضعیف، در واقع نمی توانند چیزی را جایگزین کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He's thirty-two, he's gorgeous, he's got his own house and, what's more, he's unattached.
[ترجمه گوگل]او سی و دو سال دارد، او با شکوه است، او خانه خودش را دارد و از این گذشته، او بی‌تفاوت است
[ترجمه ترگمان]او سی و دو ساله است، با شکوه است، خانه خودش را دارد و چه چیز دیگری است، او unattached است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I went out with a gorgeous girl last night.
[ترجمه گوگل]دیشب با یه دختر خوشگل رفتم بیرون
[ترجمه ترگمان] دیشب با یه دختر خوشگل رفتم بیرون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. His paintings are a kaleidoscope of gorgeous colours.
[ترجمه گوگل]نقاشی‌های او کلیدوسکوپی از رنگ‌های باشکوه است
[ترجمه ترگمان]نقاشی ها مجموعه ای از رنگ های زیبا و رنگارنگ هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He's not drop-dead gorgeous or anything, but he's quite nice.
[ترجمه گوگل]او در حال مرگ زرق و برق دار یا چیزی نیست، اما او بسیار خوب است
[ترجمه ترگمان]اون با شکوه مرده یا هر چیز دیگه ای ول نمی کنه، اما اون خیلی خوبه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She said that Campbell-Black was drop-dead gorgeous.
[ترجمه گوگل]او گفت که کمپبل بلک بسیار زیبا بود
[ترجمه ترگمان]او گفت که کمپبل - به لک بسیار زیباست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I never saw such a gorgeous mink coat in all my life.
[ترجمه گوگل]من در تمام عمرم چنین کت راسو زیبایی را ندیده بودم
[ترجمه ترگمان]من هرگز چنین کت خز دوزی را در تمام عمرم ندیده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. These chocolates are gorgeous. Try some and see for yourself .
[ترجمه گوگل]این شکلات ها فوق العاده هستند مقداری را امتحان کنید و خودتان ببینید
[ترجمه ترگمان]این شکلات ها بسیار عالی هستند بعضی را امتحان کنید و خودتان را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It's a gorgeous day.
[ترجمه گوگل]روز فوق العاده ای است
[ترجمه ترگمان]روز قشنگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He's gorgeous - what a dish!
[ترجمه گوگل]او فوق العاده است - چه ظرفی!
[ترجمه ترگمان]او با شکوه است - چه غذایی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مجلل (صفت)
luxuriant, stately, grand, imperial, magnificent, illustrious, sumptuous, deluxe, luxurious, plush, palatial, gorgeous, glorious, gala, plushy, royal, splendorous

زرق و برق دار (صفت)
shiny, loud, showy, trumpery, gaudy, tinsel, gorgeous, flashy, flamboyant, tawdry

نمایش دار (صفت)
gaudy, gorgeous

با جلوه (صفت)
gorgeous

به انگلیسی

• marvelous; wonderful; sumptuous; beautiful or handsome (about a person)
someone or something that is gorgeous is extremely pleasant or attractive.

پیشنهاد کاربران

خیلی زیبا
بسیار زیبا و دوست داشتنی
خیلی دلنشین
زیبا و لذت بخش
باشکوه
gorgeous
باشکوه جلال

بی نقص
با حال
attractive
زیبا، جذاب
خفن
خوشگله. . .
خوشگل ( جیگر )
این کلمه، عموما واژه ای informal محسوب میشه و beautiful / elegant / lovely و. . . معادل های رسمی تری براش هستن.

در زبان عامیانه، مردان به دوشیزگان جذاب و داف و هات و دلربا gorgeous میگن.
در کل شخصی ست که فوق العاده زیبا یا جذابه یا چیزی ست که بسیار دلپذیر یا لذت بخشه.
بسیار زیبا
بسیار لذت بخش ، دلپذیر ، خوشمزه و غیره
دلربا
جذاب، محشر، معرکه
So beautiful
Gorgeous for example is زیبا خوشگل باشکوه است .
she's drop dead gorgeous
You look gorgeous
خیلی خوشگل شدی .
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : gorgeousness
✅️ صفت ( adjective ) : gorgeous
✅️ قید ( adverb ) : gorgeously
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما