goof off


معنی: سردواندن
معانی دیگر: آدم از زیر کار دررو، آدم بیکاره، آدم وقت تلف کن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to waste time, pass time idly, or avoid doing one's work
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) someone who habitually wastes time or avoids responsibility; shirker.
مشابه: drone

جمله های نمونه

1. a goof-off will succeed in nothing
آدم تنبل در هیچ کاری موفق نمی شود.

2. He's been goofing off at school.
[ترجمه ترگمان]اون تو مدرسه مسخره شده
[ترجمه گوگل]او در مدرسه بیرون رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They've goofed off and gone to the ball game.
[ترجمه ترگمان]فرار کردن و رفتن به بازی رقص
[ترجمه گوگل]آنها از بین رفته و به بازی توپ رفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He'll never get his studying done if he spends half his time goofing off.
[ترجمه ترگمان]اگر نصف وقتش را برای طفره رفتن می گذراند، هرگز کارش را انجام نمی دهد
[ترجمه گوگل]اگر او نصف وقت خود را صرف نکردن، تحصیلات او را انجام نخواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They didn't go to school today, they goofed off downtown instead.
[ترجمه ترگمان]آن ها امروز به مدرسه نرفتن، در عوض در مرکز شهر اجر شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها امروز به مدرسه برنگشتند و به جای آن به مرکز شهر رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Social and economic stability and the natural order call for a full two weeks of diligent goofing off.
[ترجمه ترگمان]ثبات اجتماعی و اقتصادی و دستور طبیعی برای دو هفته کامل سخت کوش به کار می رود
[ترجمه گوگل]ثبات اجتماعی و اقتصادی و نظم طبیعی، برای دو هفته ای کامل از کارهای سخت گیرانه استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Anyone who does consistently good work doesn't need to worry about occasionally goofing off on the job.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که به طور مداوم کاره ای خوب انجام دهد، نیازی به نگرانی در مورد گاهی اوقات بی کار شدن در این شغل ندارد
[ترجمه گوگل]هر کسی که به طور مرتب کار خوب انجام می دهد، نیازی به نگرانی در مورد گاهی اوقات نداشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hey you two! Quit goofing off and do some work!
[ترجمه ترگمان]! هی شما دوتا دست ازسر goofing بردار و یه کاری بکن
[ترجمه گوگل]هی دوشون از کار افتادن بیرون بروید و کاری کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You'll get fired if you goof off too much at work.
[ترجمه ترگمان]اگر زیاد کار کنی اخراج میشی
[ترجمه گوگل]اگر شما در محل کار بیش از حد خسته شده اید اخراج خواهید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If someone wants to goof off, they go to the goof-off area, which should be a different place.
[ترجمه ترگمان]اگر کسی بخواهد کار را خراب کند، به منطقه غیرفعال تبدیل می شوند که باید مکان متفاوتی باشد
[ترجمه گوگل]اگر کسی بخواهد از کار بیفتد، به منطقه بیرون می رود، که باید جای دیگری باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Children or young people often goof off.
[ترجمه ترگمان]کودکان یا جوانان اغلب اشتباه می کنند
[ترجمه گوگل]بچه ها یا جوانان اغلب بیرون می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Some students were using their computers to goof off or visit unauthorized websites.
[ترجمه ترگمان]برخی از دانش آموزان از کامپیوترهای خود برای خراب کردن یا بازدید از وب سایت های غیر مجاز استفاده می کردند
[ترجمه گوگل]بعضی از دانش آموزان از کامپیوتر خود استفاده می کردند تا از وب سایت های غیر مجاز خارج شوند یا بازدید کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I dug the idea of being free enough to just goof off from incessant maths homework.
[ترجمه ترگمان]من فکر این را کردم که به اندازه کافی آزاد باشم تا فقط از انجام تکالیف incessant بیرون بیایم
[ترجمه گوگل]من این ایده را به اندازه کافی آزاد گذاشتم تا فقط از تکالیف ریاضی بی وقفه کنار بیفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. If left to their own devices team members will goof off.
[ترجمه ترگمان]اگر افراد تیم خود را ترک کنند، اعضای تیم خراب خواهند شد
[ترجمه گوگل]اگر اعضای تیم خود را ترک کنند، اعضای تیم از بین خواهند رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سردواندن (فعل)
gammon, muff, put off, goof off

به انگلیسی

• lazy person, irresponsible person (american slang)
(american slang) be lazy; do nothing (e.g.: "during the school break i am planning to stay home and goof off")

پیشنهاد کاربران

Ex. Tom spent too much time goofing off and failed his exams
وقت تلف کردن
از زیر کار در رفتن
وقت تلف کردن
wasting time
یللی تللی
کم کاری کردن
آدم وقت تلف کن . وقت تلف کردن
Doing nothing
مسخره بازی درآوردن
یللی تللی کردن
ول معطل بودن
از زیر کار در رفتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما