good riddance to bad rubbish

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( شدیدترین حالت ) That corrupt politician finally resigned. Good riddance to bad rubbish!
اون سیاستمدار فاسد بالاخره استعفا داد. از شر این آشغال بد راحت شدیم!
( روابط ) She was toxic and manipulative. Now that she's out of my life, good riddance to bad rubbish.
...
[مشاهده متن کامل]

او سمی و manipulative بود. حالا که از زندگیم رفته، از شر این آشغال بد راحت شدم.
( محل کار ) The boss who made everyone's life miserable finally retired. Good riddance to bad rubbish!
اون رئیسی که زندگی همه رو تباه کرده بود بالاخره بازنشسته شد. از شر این آشغال بد راحت شدیم!
( طنز تند ) The old, broken - down sofa is finally at the dump. Good riddance to bad rubbish!
کاناپه کهنه و از کار افتاده بالاخره رفت زباله دونی. از شر این آشغال بد راحت شدیم!

said when you are pleased that a bad or unwanted thing or person, or something of poor quality, has gone
پس از اینکه یه چیزی رو میندازن دور و از دستش راحت میشن این اصطلاح رو به کار می برند. مانند اینکه بگی" آخیش راحت شدم"