🔸 معادل فارسی:
• جای خوب، موقعیت مطلوب
• وضعیت مناسب ( از نظر مالی، روحی یا اجتماعی )
• بستر مناسب، جایگاه خوب
• ( در عبارت "in a good place" ) از نظر روحی یا شرایط زندگی در وضعیت خوبی بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"After years of struggle, she's finally in a good place emotionally. "
پس از سالها مبارزه، بالاخره از نظر روحی در وضعیت خوبی قرار دارد.
"This city is a good place to start a career in tech. "
این شهر جای خوبی برای شروع یک حرفه در فناوری است.
"We need to put ourselves in a good place financially before buying a house. "
پیش از خرید خانه، باید خودمان را از نظر مالی در موقعیت مناسبی قرار دهیم.
• جای خوب، موقعیت مطلوب
• وضعیت مناسب ( از نظر مالی، روحی یا اجتماعی )
• بستر مناسب، جایگاه خوب
• ( در عبارت "in a good place" ) از نظر روحی یا شرایط زندگی در وضعیت خوبی بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
پس از سالها مبارزه، بالاخره از نظر روحی در وضعیت خوبی قرار دارد.
این شهر جای خوبی برای شروع یک حرفه در فناوری است.
پیش از خرید خانه، باید خودمان را از نظر مالی در موقعیت مناسبی قرار دهیم.