🔸 معادل فارسی:
• از پا درآمدن
• فروپاشیدن
• دیوانه شدن
• در زبان محاوره ای: ترکیدن، کم آوردن، دیوونه شدن، از کوره در رفتن
🔸 مثال ها:
• With all this pressure at work, I feel like I'm gonna crack.
... [مشاهده متن کامل]
با این همه فشار تو کار، احساس می کنم دارم می ترکم.
• If he keeps lying to me, I'm gonna crack.
اگه به دروغ گفتنش ادامه بده، دیوونه میشم.
• She's gonna crack when she sees the surprise party.
وقتی مهمونی غافلگیرکننده رو ببینه، از خوشحالی می ترکه.
• I'm so tired, I think I'm gonna crack.
انقدر خسته ام که فکر می کنم دارم از پا در میام.
• از پا درآمدن
• فروپاشیدن
• دیوانه شدن
• در زبان محاوره ای: ترکیدن، کم آوردن، دیوونه شدن، از کوره در رفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
با این همه فشار تو کار، احساس می کنم دارم می ترکم.
اگه به دروغ گفتنش ادامه بده، دیوونه میشم.
وقتی مهمونی غافلگیرکننده رو ببینه، از خوشحالی می ترکه.
انقدر خسته ام که فکر می کنم دارم از پا در میام.