🔸معادل فارسی:
• به روز سیاه نشستن، از بین رفتن، رو به انحطاط رفتن
• ( در مورد یک مکان، سازمان یا جامعه ) بی سامان و بی صاحب شدن، هرج و مرج بر آن حاکم شدن
• ( در مفهوم استعاری ) از دوران شکوه به ورطهٔ زوال و بی نظمی افتادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• Since the revolution, the country has gone to the dogs – no one is in charge anymore.
از زمان انقلاب، مملکت به روز سیاه نشسته – دیگر کسی صاحب اختیار نیست.
• This once - great company has gone to the dogs under poor management.
این شرکتِ روزگاری بزرگ، زیر دست مدیریتِ نالایق از بین رفته است.
• Our neighbourhood has gone to the dogs with all the litter and abandoned buildings.
محله ی ما با این همه زباله و ساختمان های متروکه، به روز سیاه نشسته است.
• به روز سیاه نشستن، از بین رفتن، رو به انحطاط رفتن
• ( در مورد یک مکان، سازمان یا جامعه ) بی سامان و بی صاحب شدن، هرج و مرج بر آن حاکم شدن
• ( در مفهوم استعاری ) از دوران شکوه به ورطهٔ زوال و بی نظمی افتادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
از زمان انقلاب، مملکت به روز سیاه نشسته – دیگر کسی صاحب اختیار نیست.
این شرکتِ روزگاری بزرگ، زیر دست مدیریتِ نالایق از بین رفته است.
محله ی ما با این همه زباله و ساختمان های متروکه، به روز سیاه نشسته است.
داغون شدن
نابود شدن
نابود شدن