gond


گند (هر یک از بومیان دراوید dravidian که در هند مرکزی زندگی می کنند)
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. So we must have gond study habit.
[ترجمه ترگمان]پس ما باید عادت مطالعه gond داشته باشیم
[ترجمه گوگل]بنابراین باید عادت مطالعه گاند را داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Feeling gond about reading some people's little story in QQ, I decide to sit down to practice my writing sills. . .
[ترجمه ترگمان]در حالی که احساس ناراحتی شدیدی در مورد خواندن یک داستان کوتاه از مردم در QQ داشتم، تصمیم گرفتم بنشینم تا روی لبه writing بنشینم
[ترجمه گوگل]احساس گند راجع به خواندن داستان کوچکی در QQ، تصمیم می گیرم که برای تمرین کردن آثار نویسندگی خودم بنشینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dravidian language spoken by the Gond people in S central India.
[ترجمه ترگمان]زبان Dravidian توسط مردم Gond در هند مرکزی صحبت می شود
[ترجمه گوگل]زبان Dravidian توسط مردم Gond در هند مرکز هند صحبت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It power boasts excellent machinability, high corrosion resistance, gond weldability conductivity.
[ترجمه ترگمان]این قدرت به machinability عالی، مقاومت در برابر خوردگی بالا و هدایت الکتریکی آن می بالد
[ترجمه گوگل]این قدرت دارای ماشینکاری عالی، مقاومت در برابر خوردگی بالا، هدایت پذیری جوش پذیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It power boasts excellent machinability, high corrosion resistance, gond weldability and conductivity.
[ترجمه ترگمان]این قدرت به machinability عالی، مقاومت در برابر خوردگی بالا، gond weldability و رسانایی به خود می بالد
[ترجمه گوگل]این قدرت دارای ماشینکاری بسیار عالی، مقاومت در برابر خوردگی بالا، قابلیت جوش پذیری و هدایت گراند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I find zhe reason why my English is not gond.
[ترجمه ترگمان]من دلیلی برای این کار دارم که چرا انگلیسی من gond نیست
[ترجمه گوگل]من متوجه شدم که چرا انگلیسی من نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی یا پیشنهاد شما