going through

پیشنهاد کاربران

تجربه کردن: او روزهای سخت و پر استرسی را تجربه کرده است.
دربارۀ داستان، زندگی و . . . . از سر گذراندن؛ کشور ایران در طول تاریخ حوادث زیادی را از سرگذرانده و همچنان استوار و پاینده باقی مانده است.
...
[مشاهده متن کامل]

در مجموع، این اصطلاح بیشتر معنای منفی داره و سختی و مشکل . . رو در پس معنای خودش نهفته داره؛ بنابراین، برخی معانی مثل آنچه که پگاه خانم آیا اقای یعقوبی ارائه کرده اند هم درسته .
مثلا، مردم ایران به خاطر شرایط اقتصادی چیا که نمیکشن! ( یعنی چه سختی هایی رو که تحمل نمیکنند! )
در نتیجۀ مثال بالا تحمل کردن رو هم میتونه معنی بده، اما باید در نظر داشت که معنا صبر و بردباری مثبت نیست، بلکه از سرگذروندان ( اجباری ) دورانی سخت است. برای مثال: او دوره ای سخت از بیماری کنسر ( سرطان ) را تحمل کرد و در نهایت موفق شد، بر بیماریش غلبه پیدا کند
( با آرزوی سلامتی همۀ بیماران، از شما مخاطب عزیز تقاضا دارم برای خواهر من هم دعا کنید، به این مهم نائل دست پیدا کند )

وارسی
گذر کردن، تحمل کردن ( با توجه به معنای متن )
your path will have hurdles , but it's worth going through the pain
مسیر شما موانعی خواهد داشت اما ارزش تحمل درد را دارد.
تجربه کردن/گذرکردن ازیک موقعیت
تجربه کردن/انجام موقعیتی سخت
ممنون از دوستان
تجربه کردن از همه بهتره
I don't know what you are going through, but today is a fresh start
من نمی دونم الان داری چه چیزی رو تجربه می کنی اما امروز یه شروع تازه است .
تجربه کردن
تجربه کردن ( یه موقعیت سخت )
what they are going through
چی میکشن. . . چیا که تجربه میکنن

تجربه کردن و گذر کردن از یک موقعیت
دریافت کردن
انجام دادن
گذر کردن از یک موقعیت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)