gobble down

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی
• با ولع خوردن
• تند و سریع بلعیدن
• در محاوره: هول هولکی خوردن، یک لقمه کردن
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( غذایی – اصلی ) :** خوردن چیزی با سرعت زیاد و بدون توجه به آداب یا آرامش.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* He gobbled down his lunch in five minutes.
او ناهارش را در پنج دقیقه هول هولکی خورد.
2. ** ( استعاری – کاربردی ) :** مصرف کردن یا استفاده کردن از چیزی با ولع و سرعت.
- *مثال:* The kids gobbled down the story eagerly.
بچه ها داستان را با ولع شنیدند.
- - -
## 🔹 مترادف ها
devour – wolf down – scarf down – gulp – consume quickly
- - -
## 🔹 مثال ها
• He gobbled down the pizza before anyone else arrived.
او پیتزا را قبل از آمدن بقیه هول هولکی خورد.
• She gobbled down the novel in one night.
او رمان را در یک شب با ولع خواند.
• The tourists gobbled down the local delicacies.
توریست ها غذاهای محلی را با ولع خوردند.

Synonym :wolf down
نجاتش بده ( کنایه از اینکه زود بخور تا بره )
I gobbled it down ( devoured it ) in the blink of an eye ( instantly ) .
حریصانه خوردن
با ولع قورت دادن
قورت دادن
سریع خوردن