go with the flow
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
خودتو با شرایط وفق دادن
سخت نگرفتن و منعطف بودن
مقاومت نکردن و راحت پیش رفتن
سپردن خود به جریان
مثال ها:
I didn’t have a plan, I just went with the flow.
برنامه ای نداشتم، فقط با جریان پیش رفتم.
... [مشاهده متن کامل]
Everyone changed the plan, so I just went with the flow.
همه برنامه رو عوض کردن، منم سخت نگرفتم و همراه شدم.
Sometimes you just need to relax and go with the flow
بعضی وقتا فقط باید ریلکس کنی و با جریان پیش بری.
The project kept changing, so we had to go with the flow
پروژه مدام تغییر می کرد، مجبور بودیم منعطف باشیم.
مترادف ها:
Roll with it
با شرایط کنار بیا / ادامه بده
Plans changed? Just roll with it
برنامه عوض شد؟ باهاش کنار بیا.
Take it as it come
هر چی پیش اومد همونو بپذیر
I don’t overthink anymore. I take it as it comes.
دیگه بیش ازحد فکر نمی کنم، هر چی بیاد می پذیرم.
Adapt
You have to adapt to change
باید با تغییر سازگار بشی.
Play it by ear
بدون برنامه دقیق جلو رفتن / ببینیم چی میشه
We don’t have a plan. Let’s play it by ear
برنامه نداریم، ببینیم چی پیش میاد.
Go along with it
همراهی کردن
I didn’t fully agree, but I went along with it
کاملاً موافق نبودم، ولی همراهی کردم.
سخت نگرفتن و منعطف بودن
مقاومت نکردن و راحت پیش رفتن
سپردن خود به جریان
مثال ها:
برنامه ای نداشتم، فقط با جریان پیش رفتم.
... [مشاهده متن کامل]
همه برنامه رو عوض کردن، منم سخت نگرفتم و همراه شدم.
بعضی وقتا فقط باید ریلکس کنی و با جریان پیش بری.
پروژه مدام تغییر می کرد، مجبور بودیم منعطف باشیم.
مترادف ها:
با شرایط کنار بیا / ادامه بده
برنامه عوض شد؟ باهاش کنار بیا.
هر چی پیش اومد همونو بپذیر
دیگه بیش ازحد فکر نمی کنم، هر چی بیاد می پذیرم.
باید با تغییر سازگار بشی.
بدون برنامه دقیق جلو رفتن / ببینیم چی میشه
برنامه نداریم، ببینیم چی پیش میاد.
همراهی کردن
کاملاً موافق نبودم، ولی همراهی کردم.
یک عبارت غیر رسمی است وبه معنی، پذیرش هر چیزی همان طور که هست وعدم تلاش برای ایجاد تغییر درآن
خودتو وفق بده!
همرنگ جماعت بشو!
با جریان زندگی همسو باش
همرنگ جماعت بشو!
با جریان زندگی همسو باش
بزار ببینیم چی میشه
To go with the flow /Stream. همرنگ جماعت شدن
To go against the flow/ Stream خلاف جریان آب شنا کردن
To go against the flow/ Stream خلاف جریان آب شنا کردن
مثال؛
Just go with the flow and see where the night takes us.
A coworker might suggest, “Instead of overthinking, try to go with the flow and see how things develop. ”
Someone might advise, “When learning a new skill, it’s important to go with the flow and not get discouraged by initial challenges. ”
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
همرنگ جماعت شدن
یک اصطلاح هست به معنی همرنگ جماعت شدن
مترادف با:
go with the tide
مترادف با:
راه بقیه را رفتن
به راه بقیه رفتن
با جریان آب پیش رفتن
به راه بقیه رفتن
با جریان آب پیش رفتن
هر چه بادا باد
هرچه پیش آید خوش آید
همرنگ جماعت شدن
انجام دادن کاری که دیگران نیز آن را انجام می دهند.
هم نظر شدن با نظرات دیگران
به عنوان مثال :
با روند زندگی پیش رفتن، کنار آمدن
قبول کردن شرایط موجود
با جریان امور همگام شدن
خود را با ا اوضاع وفق دادن
خود را با ا اوضاع وفق دادن
بذاری حوادث تو رو با خودشون پیش ببرن بدون اینکه هیچ تصمیمی بگیری
کنار آمدن با جریان زندگی
همرنگ جماعت شو
حزب باد
دل تو بزن به دریا
هر چه بادا باد
فقط مرگ باعث حرکت نکردن تو هدف میشه
وفق دادن خود با شرایط
سازگار ودن. پذیرش شرایط
پذیرا باش
سخت نگیر
آرام باشید و شرایط را بپذیرید
سخت نگیر
آرام باشید و شرایط را بپذیرید
آدم خیلی پایه برای هر کاری
هرچه پیش اید خوش اید
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٠)