go whole hog

/goʊ hoʊl hɑg//gəʊ həʊl hɒg/

(خودمانی) تا آخر کار ادامه دادن، کاملا پذیرفتن یا انجام دادن، زدن به سیم آخر، از هیچ کاری فروگذار نکردن

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to do something as completely as possible, without holding back.

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با تمام توان وارد شدن / همه ی امکانات را به کار گرفتن
• یک کار را به طور کامل و بدون کم و کاست انجام دادن
• از هیچ کوششی دریغ نکردن
🔸 مثال ها:
If we're going to renovate the kitchen, let's go whole hog and replace everything.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر می خواهیم آشپزخانه را بازسازی کنیم، بیایید کامل و با تمام توان واردش شویم و همه چیز را عوض کنیم.
The team went whole hog on the project and delivered it ahead of schedule.
تیم با تمام توان وارد پروژه شد و آن را زودتر از موعد تحویل داد.
She went whole hog with the party decorations, renting a castle and hiring a live band.
او در تزئینات مهمانی، از هیچ هزینه ای دریغ نکرد و یک قلعه اجاره کرد و یک گروه موسیقی زنده استخدام کرد.
Don't go whole hog on a plan that might fail.
روی یک برنامه ای که ممکن است شکست بخورد، همه ی توان و منابع ت را به کار نگیر.

سنگ تمام گذاشتن