🔸 معادل فارسی:
• به سراغ کسی رفتن / با کسی مشورت کردن
• ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) برای کمک، مشورت، یا هماهنگی به کسی مراجعه کردن
• ( در کاربرد روزمره ) به عنوان یک منبع یا پشتیبان به کسی متکی بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
If I have a problem, I always go to my father for advice.
اگر مشکلی داشته باشم، همیشه برای مشورت به سراغ پدرم می روم.
The president is going to go to his advisors before making a decision.
رئیس جمهور قبل از تصمیم گیری به سراغ مشاورانش می رود.
When the project failed, they went to the CEO for guidance.
وقتی پروژه شکست خورد، آنها برای راهنمایی به سراغ مدیرعامل رفتند.
• به سراغ کسی رفتن / با کسی مشورت کردن
• ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) برای کمک، مشورت، یا هماهنگی به کسی مراجعه کردن
• ( در کاربرد روزمره ) به عنوان یک منبع یا پشتیبان به کسی متکی بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
اگر مشکلی داشته باشم، همیشه برای مشورت به سراغ پدرم می روم.
رئیس جمهور قبل از تصمیم گیری به سراغ مشاورانش می رود.
وقتی پروژه شکست خورد، آنها برای راهنمایی به سراغ مدیرعامل رفتند.