go to any limit

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تا هر جایی پیش رفتن / به هر کاری دست زدن
• از هیچ کاری فروگذار نکردن
• برای رسیدن به هدف، هیچ حد و مرزی را نپذیرفتن
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The president made it clear that he would go to any limit to prevent Iran from obtaining a nuclear weapon, including military action. "
...
[مشاهده متن کامل]

( رئیس جمهور روشن کرد که برایِ جلوگیری از دستیابیِ ایران به سلاحِ هسته ای، تا هر جایی پیش خواهد رفت، از جملهِ اقدامِ نظامی. )
• ( اقتصاد ) "The company's CEO vowed to go to any limit to protect the firm from hostile takeover. "
( مدیرعاملِ شرکت قول داد که برایِ محافظت از شرکت در برابرِ تصاحبِ خصمانه، از هیچ کاری فروگذار نخواهد کرد. )
• ( بین الملل ) "Both sides in the conflict seem willing to go to any limit, raising fears of a full - scale war. "
( به نظر می رسد هر دو طرفِ درگیری آماده اند که تا هر جایی پیش بروند، که این موضوع نگرانی ها را درباره یِ یک جنگِ تمام عیار افزایش داده است. )