go overboard


(عامیانه) زیاده روی کردن، بیش از حد اشتیاق نشان دادن

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to do excessively or with excessive enthusiasm; go to extremes.
مشابه: binge, overdo

انگلیسی به انگلیسی

• do something in an extreme way (especially as a result of over-enthusiasm); go over the side of a ship

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی ( در بافت نظامی و دریایی ) :
• به دریا افتادن / خود را به آب انداختن ( از روی عرشه )
• از کشتی یا سکو به بیرون پریدن یا سقوط کردن
• ( در کاربرد مجازی ) افراط کردن / زیاده روی کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها ( در بافت دریایی ) :
The sailor went overboard during a storm and was rescued by a helicopter.
ملوان در طوفان به دریا افتاد و توسط بالگرد نجات داده شد.
Several crew members have reportedly gone overboard in recent weeks.
گزارش شده که چندین ملوان در هفته های اخیر خود را به دریا انداخته اند.
The Navy launched an investigation after a sailor went overboard.
پس از اینکه یک ملوان به دریا افتاد، نیروی دریایی تحقیقاتی را آغاز کرد.

Go overboard
پا را از گلیم خود درازتر کردن، زیاده روی کردن.
که البته تو این جور مواقع طرف بیشتر جوگیر و احساساتی میشه و تو امری زیاده روی می کنه که از این جهت مترادف با get carry away هستش.
Hey dude, i may have gone a little overboard. Could ؟!you return the watch i gifted you
...
[مشاهده متن کامل]

داداش، شاید یکم زیادی زیاده روی کردم، میشه ساعتی که بهت هدیه دادم رو برش گردونی؟!

جو گیر شدن
پا را از گلیم خود درازتر کردن
Go to extremes
زیاده روی کردن
- افراط/زیاده روی کردن
- شورش رو درآوردن
- از حد گذراندن
- بیش از حد ذوق زده شدن/ ذوق مرگ شدن
- go over the top

• There's no need to go overboard
to make something too important
زیاده روی کردن
افراط کردن
زیاده روی کردن
زیاده روی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to do or say something that is too extreme for a particular situation
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam - Webster :
to do something in a way that is excessive or extreme : to do too much of something
...
[مشاهده متن کامل]

معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
to do or say more than is reasonable or necessary, for example because you are excited or angry
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to do something too much, or to be too excited or eager about something