go on one's merry way

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به راه خود ادامه دادن
• با خوشحالی رفتن
• در زبان محاوره ای: به زندگی ات ادامه بده، برو به راهت، ول کردن و رفتن
• در مفهوم منفی: بی خیال و بی اعتنا به راه خود ادامه دادن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• I'll be on my merry way now. Thanks for everything!
الان می رم به راهم. ممنون بابت همه چیز!
• Despite the criticism, he went on his merry way.
با وجود انتقادها، بی خیال به راه خود ادامه داد.
• The kids finished their ice cream and went on their merry way.
بچه ها بستنی شان را تمام کردند و با خوشحالی به راهشان ادامه دادند.
• She just goes on her merry way, ignoring everyone's advice.
او بی اعتنا به راه خود ادامه می دهد و توصیه همه را نادیده می گیرد.