go on a tangent

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Get sidetracked و Go off on a tangent:
Get sidetracked ( به حاشیه رفتن ) به معنای منحرف شدن از مسیر اصلی ( اغلب به دلیل عوامل خارجی ) است.
Go off on a tangent دقیقاً به همان معنا ( go on a tangent ) است و هر دو به جای یکدیگر استفاده می شوند.
...
[مشاهده متن کامل]

Go on a tangent اما رایج ترین و غیررسمی ترین گزینه است که به انحراف ناگهانی و غیرمنتظره از موضوع اصلی ( اغلب در گفتگو ) اشاره دارد و بر جنبه های ذهنی و کلامی تأکید می کند.

🔸 معادل فارسی:
• از موضوع اصلی منحرف شدن / به حاشیه رفتن
• ( در کاربرد روزمره ) ناگهان به موضوعی بی ربط یا فرعی پرداختن
• ( در کاربرد ریاضی ) حرکت در مسیر مماس ( معنای تحت اللفظی )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

He went on a tangent about his childhood during the meeting.
او در طول جلسه ناگهان از موضوع اصلی منحرف شد و درباره ی دوران کودکی اش صحبت کرد.
The professor went on a tangent and forgot the main topic.
استاد از موضوع اصلی منحرف شد و موضوع اصلی را فراموش کرد.
I hate it when people go on a tangent in the middle of a discussion.
از وقتی مردم وسط یک بحث از موضوع منحرف می شوند، متنفرم.

در حاشیه موضوع اصلی صحبت کردن، حرف زدن غیرمستقیم درباره یک موضوع
to start talking about something that is only slightly or indirectly related to the original subject
She went off on a tangent about what happened to her last summer
...
[مشاهده متن کامل]

او در صحبت درباره حادثه ای که تابستان گذشته برایش پیش آمده بود، به حاشیه رفت.