go off med

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قطع خودسرانه دارو
• دارو را کنار گذاشتن
🔸 مثال ها:
( روان پزشکی ) She went off her meds and became manic again.
داروهاش رو قطع کرد و دوباره شیدا شد.
( بیماری مزمن ) It's dangerous to go off your meds without telling your doctor.
...
[مشاهده متن کامل]

این خطرناکه که بدون گفتن به دکترت داروهات رو قطع کنی.
( گفتگوی روزمره ) He's been doing better since he went off those meds.
از وقتی اون داروها رو قطع کرده، حالش بهتر شده.
( هشدار پزشکی ) Never go off meds suddenly; always taper off.
هرگز دارو رو ناگهانی قطع نکن؛ همیشه به تدریج کم کن.