مثال ها:
۱. Don't go off half cocked until you have all the facts.
تا زمانی که همه حقایق را نداری، عجولانه اقدام نکن ( بی گدار به آب نزن ) .
۲. He went off half cocked and accused his colleague without any proof.
... [مشاهده متن کامل]
او بی فکر و عجولانه همکارش را متهم کرد بدون اینکه هیچ مدرکی داشته باشد.
۳. We need a plan, so let's not go off half cocked.
ما به یک برنامه نیاز داریم، پس بیایید عجولانه عمل نکنیم.
تا زمانی که همه حقایق را نداری، عجولانه اقدام نکن ( بی گدار به آب نزن ) .
... [مشاهده متن کامل]
او بی فکر و عجولانه همکارش را متهم کرد بدون اینکه هیچ مدرکی داشته باشد.
ما به یک برنامه نیاز داریم، پس بیایید عجولانه عمل نکنیم.
نسنجیده صحبت یا عمل کردن
عمل کردن زودهنگام یا بدون آمادگی یا تفکر مناسب؛ نسنجیده اقدام به کاری کردن؛ بدون فکر و آمادگی لازم دست به کار شدن؛ کاری را بی فکر انجام دادن.
... [مشاهده متن کامل]
وسلی: بده به من.
الیس: چی رو؟
وسلی: پول و می گم. من تحویلش میدم.
الیس ( در حال دادن پول به وسلی ) : باشه رفیق. فقط نسنجیده به بادش ندی، این پول برای یه مرد جوون خیلی زیاده.
* گفتگوی انتخابی: از نمایشنامه # نفرین طبقه گرسنه، # اثر سام شپرد، ۱۹۷۴ تجدید چاپ، ۲۰۰۴ ( ص ۴۴، نسخه چاپی )

بی گدار به آب زدن
خروج ناگهانی گلوله از سلاح آتشین
شلیک تصادفی بی موقع
اعمال بدون تفکر و هدف