🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) حسابی کلافه و سردرگم شدن
• ( کنایه ) خیلی عصبانی یا نگران شدن
🔸 مثال ها:
( استرس و فشار کاری )
"With three kids running around and work deadlines, she's going half crazy. "
... [مشاهده متن کامل]
با سه تا بچه که می دوند و ضرب الاجل های کاری، دارد دیوانه می شود.
( انتظار کشیدن )
"I was going half crazy waiting for the test results. "
در انتظار جواب آزمایش، داشتم دیوانه می شدم ( از استرس نیمه دیوانه شده بودم ) .
( شوخی )
"If you keep tapping your foot, I'll go half crazy. "
اگر باز هم با پایت زمین بزنی، دیوانه خواهم شد.
( شکایت از سر و صدا )
"The constant noise from the construction site is making me go half crazy. "
صدای مداوم محل ساخت وساز دارد مرا کلافه می کند.
• ( اصلی ) حسابی کلافه و سردرگم شدن
• ( کنایه ) خیلی عصبانی یا نگران شدن
🔸 مثال ها:
( استرس و فشار کاری )
... [مشاهده متن کامل]
با سه تا بچه که می دوند و ضرب الاجل های کاری، دارد دیوانه می شود.
( انتظار کشیدن )
در انتظار جواب آزمایش، داشتم دیوانه می شدم ( از استرس نیمه دیوانه شده بودم ) .
( شوخی )
اگر باز هم با پایت زمین بزنی، دیوانه خواهم شد.
( شکایت از سر و صدا )
صدای مداوم محل ساخت وساز دارد مرا کلافه می کند.