go down the rabbit hole

پیشنهاد کاربران

تو هچل افتادن، تو مخمصه افتادن
اصطلاح "go down the rabbit hole" معمولاً زمانی به کار میره که کسی به یک موضوع یا فعالیت علاقه مند می شه و بیشتر از چیزی که انتظار داشته وقت و انرژی صرفش می کنه.
این اصطلاح از داستان "آلیس در سرزمین عجایب" گرفته شده که آلیس با دنبال کردن یک خرگوش وارد دنیای عجیب و غریبی می شه و با ماجراهای غیرمنتظره ای روبه رو می شه. برای مثال، وقتی شما به یک موضوع در اینترنت علاقه مند می شید و ساعت ها درباره اش تحقیق می کنید و از یک مطلب به مطلب دیگری می رسید، می تونید بگید که "down the rabbit hole" رفته اید.
...
[مشاهده متن کامل]

For instance, a student might say, “I went down the rabbit hole while researching my thesis topic and discovered so much information. ”
A curious individual might say, “I started researching conspiracy theories and ended up going down the rabbit hole of alternative history. ”
...
[مشاهده متن کامل]

A writer might say, “I went down the rabbit hole of online forums to gather information for my article. ”

منابع• https://fluentslang.com/slang-for-research/
Phrase :
خود را به دردسر انداختن
خود را به مخمصه افکندن
برای خود شَر درست کردن
خود را در موقعیتی دشوار یا خطرناک قرار دادن
نمونه :
Don't allow yourself to fall down a rabbit hole of negativity
خود را به چالش کشیدن و وارد شدن به یک موقعیت دشوار و پیچیده.