🔸 معادل فارسی:
• دو طرفه بودن / متقابل بودن ( در روابط و تعهدات )
• ( در کاربرد سیاسی و دیپلماتیک ) نیازمند تعهد و حمایت متقابل بودن
• ( در کاربرد روزمره ) برای هر دو طرف به یک اندازه صادق بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
Diplomacy goes both ways; you cannot expect support without offering it in return.
دیپلماسی دو طرفه است؛ نمی توانی انتظار حمایت داشته باشی بدون اینکه در مقابل آن را ارائه دهی.
Trust in a partnership goes both ways.
اعتماد در یک مشارکت دو طرفه است ( متقابل ) .
The alliance goes both ways; we expect the same loyalty from our allies.
این اتحاد دو طرفه است؛ ما از متحدان خود نیز انتظار همان وفاداری را داریم.
• دو طرفه بودن / متقابل بودن ( در روابط و تعهدات )
• ( در کاربرد سیاسی و دیپلماتیک ) نیازمند تعهد و حمایت متقابل بودن
• ( در کاربرد روزمره ) برای هر دو طرف به یک اندازه صادق بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
دیپلماسی دو طرفه است؛ نمی توانی انتظار حمایت داشته باشی بدون اینکه در مقابل آن را ارائه دهی.
اعتماد در یک مشارکت دو طرفه است ( متقابل ) .
این اتحاد دو طرفه است؛ ما از متحدان خود نیز انتظار همان وفاداری را داریم.