go back to

پیشنهاد کاربران

معنی "go back to" بستگی به جمله دارد:
1. بازگشتن به یک مکان ( بازگشت فیزیکی )
مثال: I need to go back to the office. → باید به اداره برگردم.
2. بازگشت به یک موضوع یا زمان ( در مکالمه یا خاطره )
...
[مشاهده متن کامل]

مثال: Let's go back to what you said earlier. → برگردیم به حرفی که قبلاً زدی.
3. از سر گرفتن یک عادت یا وضعیت قبلی
مثال: He went back to smoking. → دوباره سیگار کشیدن را از سر گرفت.
4. به گذشته برمی گشتن ( از نظر زمانی )
مثال: This tradition goes back to centuries ago. → این سنت به قرن ها پیش برمی گردد.
5. بازگشت به کار یا فعالیت قبلی
مثال: She went back to teaching. → دوباره به معلمی برگشت.
در کل، معنی اصلی آن �برگشتن به� یا �بازگشتن به� است که بسته به کانتکست می تواند عینی یا ذهنی باشد.

( کاری را ) از سر گرفتن