He gnaw off a piece of bread او یک تکه نان را کند یا جدا کرد ( وقتی با دندان یک تکه از چیزی را گاز بزنی و جدا کنی )به تدریج خراب کردن/نابود کردن/قطع کردن چیزی. + عکس و لینک