gnaw away at

پیشنهاد کاربران

تحلیل بردن
فرسودن
از بین بردن
 Doubt was gnawing away at her confidence.
  شک داشت اعتماد به نفس او را از بین می برد.
به تدریج آسیب رساندن
آزار دادن، وحشت افتادن، نگران شدن، مضطرب شدن، وحشت زده شدن، احساس گناه کردن
جویدن به دفعات متناوب، دندون زدن