give up on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از چیزی یا کسی ناامید شدن
• از تلاش برای چیزی دست کشیدن
• امید را از دست دادن
• قید چیزی را زدن
• از پیگیری یا حمایت از چیزی صرف نظر کردن
• کسی را رها کردن ( به این نتیجه رسیدن که دیگر نمی توان به او کمک کرد )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• Many people had given up on the economy before it recovered.
( بسیاری از مردم پیش از بهبود اقتصاد، از آن ناامید شده بودند. )
• The coach refused to give up on his players.
( مربی حاضر نشد از بازیکنانش ناامید شود. )
• The international community should not give up on diplomacy.
( جامعه جهانی نباید از دیپلماسی ناامید شود. )
• After years of negotiations, some countries have given up on a peaceful solution.
( پس از سال ها مذاکره، برخی کشورها امید خود را به یک راه حل مسالمت آمیز از دست داده اند. )

give up on sb/sth یعنی بیخیال کسی/چیزی شدن
یعنی از چیزی دست برداشتن
Your sister's never gonna give up on you in this argue
خواهر ت تو این جر و بحث هیچوقت قرار نیست در برابر تو تسلیم بشه یا کم بیاره
این معنی بیشتر مناسب این عبارته .
یعنی تسلیم شدن در برابر کسی
دلسرد شدن از کسی
قطع امید کردن از چیزی
دل بریدن، دل کندن
معنای دوستمون
⁦✔️⁩دست کشیدن از چیزی ( اگر بعدش something باشد )
Dating
‘Now I know love is real!’ The people who 💥gave up on💥 romance – then found it in lockdown
Theguardian. com@
صرفنظر کردن از انجام کاری، تسلیم شدن در برابر انجام ندادن کاری، دوست ندارن انجام بدن کاری رو
to despair of seeing
When everyine gave up on me, he was the only ine who helped me
ول کردن کسی تو شرایط سخت.
قطع امید کردن
امید خود را ( برای تغییر یا اصلاح ) از دست دادن
دست کشیدن از،
دست کشیدن از چیزی ( اگر بعدش something باشد )
صرف نظر کردن از انتظار کشیدن برای رسیدن شخصی ( اگر بعدش somebody باشد )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)