یه چیزی رو امتحان کردن
یه شانس و فرصت به چیزی دادن
مثال ها :
I've never tried sushi, but I'll give it a go.
هیچ وقت سوشی نخوردم، ولی امتحانش می کنم.
Why don't you give yoga a go?
چرا یوگا رو امتحان نمی کنی؟
... [مشاهده متن کامل]
I'm not sure I can do it, but I'll give it a go.
مطمئن نیستم بتونم، ولی یه امتحانی می کنم.
She decided to give singing a go.
تصمیم گرفت خوانندگی رو امتحان کنه.
I'm a bit nervous, but I'll give it a go.
یکم استرس دارم، ولی امتحانش می کنم.
🔄 اصطلاحات مشابه:
Give it a try
امتحانش کن
Try your hand at something
دست به یه کاری زدن
She tried her hand at painting.
Have a shot
یه تلاشی بکن
Let me have a shot at it.
Take a crack at it
یه امتحانی بکن ( خودمونی تر )
I'll take a crack at it.
یه شانس و فرصت به چیزی دادن
مثال ها :
هیچ وقت سوشی نخوردم، ولی امتحانش می کنم.
چرا یوگا رو امتحان نمی کنی؟
... [مشاهده متن کامل]
مطمئن نیستم بتونم، ولی یه امتحانی می کنم.
تصمیم گرفت خوانندگی رو امتحان کنه.
یکم استرس دارم، ولی امتحانش می کنم.
🔄 اصطلاحات مشابه:
امتحانش کن
دست به یه کاری زدن
یه تلاشی بکن
یه امتحانی بکن ( خودمونی تر )
آماده بودن برای امتحان کردن چیز های جدید.
Be ready for try sth
I'll give anything a go
تلاش برای چیزی کردن
... [مشاهده متن کامل]
کاری را امتحان کردن
به کاری دست زدن
به کاری دست زدن
تلاش و کوشش برای انجام کاری که قبلا انجام نشده
اماده شدن یا بود برای امتحان کردن چیزی