give someone whiplash

پیشنهاد کاربران

با تغییرات ناگهانی، کسی رو حسابی کلافه کردن ( با لحنی غیررسمی و اغراق آمیز )
کسی را گیج / شوکه / کلافه کردن ( کنایه از تغییرات ناگهانی یا رفتارهای ضدونقیض )
مثال:
Her constant mood changes give me whiplash.
...
[مشاهده متن کامل]

تغییرات مدام خلق وخویش منو گیج میکنه.
The director's decision gave everyone whiplash.
تصمیم مدیر، همه رو شوکه کرد.