مبنا رو بر صداقت کسی گذاشتن
پیش داوری نکردن کسی
بد گمان نبودن به کسی
مثال ها:
I don't believe that he didn't take the money, but I will give him the benefit of the doubt until I can prove otherwise.
... [مشاهده متن کامل]
باور ندارم که او پول را برنداشته باشد؛ اما تا زمانی که بتوانم خلاف آن را ثابت کنم بنا را بر اعتماد به او خواهم گذاشت.
I’m not sure he was late on purpose, so I’ll give him
the benefit of the doubt.
مطمئن نیستم عمداً دیر کرده، پس مبنا رو بر صداقتش میزارم.
She looks upset—let’s give her the benefit of the doubt
ناراحت به نظر میاد، بیا بد قضاوتش نکنیم.
I heard the rumor, but I gave her the benefit of the doubt
شایعه رو شنیدم، ولی پیش داوری نکردم.
Let's give her the benefit of the doubt and assume that she is right
بیایید بنا را بر صداقت و اعتماد بگذاریم و فرض کنیم که او دارد درست می گوید.
پیش داوری نکردن کسی
بد گمان نبودن به کسی
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
باور ندارم که او پول را برنداشته باشد؛ اما تا زمانی که بتوانم خلاف آن را ثابت کنم بنا را بر اعتماد به او خواهم گذاشت.
مطمئن نیستم عمداً دیر کرده، پس مبنا رو بر صداقتش میزارم.
ناراحت به نظر میاد، بیا بد قضاوتش نکنیم.
شایعه رو شنیدم، ولی پیش داوری نکردم.
بیایید بنا را بر صداقت و اعتماد بگذاریم و فرض کنیم که او دارد درست می گوید.
حسن ظن به کسی داشتن.
طرف رو بی گناه فزض کنی مگه اینکه خلافش ثابت بشه.
طرف رو بی گناه فزض کنی مگه اینکه خلافش ثابت بشه.
چشم بسته به کسی اعتماد کردن
( رفتار و یا حرف کسی را ) حمل بر صحت کردن
درز گرفتن اشتباه کسی
حسن نیت داشتن درباره کسی
تأیید کردنِ کسی
حسن نیت داشتن درباره کسی
تأیید کردنِ کسی
کسی رو پیش داوری نکردن - مبنا را بر صحت ادعا و گفته و . . . کسی گذاشتن
با سلام. تعریف انگلیسی:trust what someone saysبه فارسی شاید بهتر باشه که بگیم بنا رو بزاریم روی صداقت طرفfor example:jenny said: 1hour later an earthquake will come, I don't know it is right or not so I have to give her the benefit of the doubt
( English is sweet )
( اصطلاح ) : تصمیم به اعتماد به سخنان کسی، باوجود شک و تردید.
https://dictionary. cambridge. org/dictionary/english/give - someone - the - benefit - of - the - doubt