🔸 معادل فارسی:
• گیر دادن، اذیت کردن، سربه سر گذاشتن
• بحث و جدل راه انداختن
• انتقاد و اعتراض مداوم داشتن
🔸 مثال ها:
• درگیری لفظی و انتقاد مداوم:
I don't know why my boss keeps giving me beef today.
... [مشاهده متن کامل]
( نمی دونم چرا رئیسم امروز اینقدر به من گیر میده. )
• در محیط کار:
He’s always giving the new guy beef about his work. It’s really unfair.
( همیشه داره به تازه وارد به خاطر کارش گیر میده. واقعاً بی انصافیه. )
• در یک بحث ساده:
If you're going to give me beef every time I ask a question, I'll just stop asking.
( اگه هر بار یه سوال می پرسم، میخوای بهم گیر بدی، دیگه نمی پرسم. )
• در فرهنگ رپ و موسیقی:
*Jay - Z and Nas famously gave each other beef in the early 2000s. *
( جی زی و ناس در اوایل دهه ۲۰۰۰، معروف بود که با هم کله شاخ بودن و به هم گیر می دادن. )
• گیر دادن، اذیت کردن، سربه سر گذاشتن
• بحث و جدل راه انداختن
• انتقاد و اعتراض مداوم داشتن
🔸 مثال ها:
• درگیری لفظی و انتقاد مداوم:
... [مشاهده متن کامل]
( نمی دونم چرا رئیسم امروز اینقدر به من گیر میده. )
• در محیط کار:
( همیشه داره به تازه وارد به خاطر کارش گیر میده. واقعاً بی انصافیه. )
• در یک بحث ساده:
( اگه هر بار یه سوال می پرسم، میخوای بهم گیر بدی، دیگه نمی پرسم. )
• در فرهنگ رپ و موسیقی:
( جی زی و ناس در اوایل دهه ۲۰۰۰، معروف بود که با هم کله شاخ بودن و به هم گیر می دادن. )