🔸 معادل فارسی:
• نسبت به کسی ذره ای کوتاه آمدن / یک قدم عقب نشینی کردن
• به کسی اندکی امتیاز دادن ( که ممکن است باعث سوءاستفاده شود )
• میدان دادنِ محدود به کسی که ممکن است پررو شود
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The manager gave the employee an inch, and soon he demanded a corner office.
مدیر به آن کارمند یک قدم کوتاه آمد، و او به زودی دفتر گوشه ی بزرگ را طلب کرد.
If you give him an inch, he'll take a mile.
اگر یک قدم با او کوتاه بیایی، از تو سوء استفاده می کنه.
In negotiations, you can't give your opponent an inch or they'll exploit it.
در مذاکرات نمی توانی حتی ذره ای به حریف کوتاه بیایی، وگرنه از آن سوءاستفاده می کند.
• نسبت به کسی ذره ای کوتاه آمدن / یک قدم عقب نشینی کردن
• به کسی اندکی امتیاز دادن ( که ممکن است باعث سوءاستفاده شود )
• میدان دادنِ محدود به کسی که ممکن است پررو شود
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مدیر به آن کارمند یک قدم کوتاه آمد، و او به زودی دفتر گوشه ی بزرگ را طلب کرد.
اگر یک قدم با او کوتاه بیایی، از تو سوء استفاده می کنه.
در مذاکرات نمی توانی حتی ذره ای به حریف کوتاه بیایی، وگرنه از آن سوءاستفاده می کند.
رو که بدهی استر هم می خواهد
به کسی رو دادن
لطف کردن در حق دیگران
( جوری که بعدا طرف حریص و پر توقع میشه و شما هم از لطفی که کردین پشیمون میشین )
( جوری که بعدا طرف حریص و پر توقع میشه و شما هم از لطفی که کردین پشیمون میشین )