Short shrift : بی اعتنایی ، بی توجهی
make short shrift of :
با بی صبری یا شتاب رسیدگی کردن یا پرداختن به کاری، زود انجام دادن
با بی صبری یا شتاب رسیدگی کردن یا پرداختن به کاری، زود انجام دادن
بی اهمیت دانستن، بی توجهی کردن یا برخورد سرد و سریع با کسی.
این اصطلاح زمانی استفاده می شود که به حرف ها، درخواست ها یا مشکلات فردی توجه کافی نشود و به سرعت از کنار آن عبور شود.
مثال:
۱. The manager gave the employees' complaints short shrift.
... [مشاهده متن کامل]
مدیر به شکایت های کارمندان بی توجهی کرد ( آن ها را بی اهمیت دانست ) .
۲. Her proposal was given short shrift by the committee.
پیشنهاد او توسط کمیته نادیده گرفته شد.
۳. Don't give his concerns short shrift; they are valid.
نگرانی های او را سریع و بی دقت کنار نگذار؛ آن ها معتبر هستند.
این اصطلاح زمانی استفاده می شود که به حرف ها، درخواست ها یا مشکلات فردی توجه کافی نشود و به سرعت از کنار آن عبور شود.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
مدیر به شکایت های کارمندان بی توجهی کرد ( آن ها را بی اهمیت دانست ) .
پیشنهاد او توسط کمیته نادیده گرفته شد.
نگرانی های او را سریع و بی دقت کنار نگذار؛ آن ها معتبر هستند.