give someone a shoeing

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• حسابی کتک زدن
• لت و پار کردن
• شکست سخت دادن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) Rags was on the wrong side of a ruck in a training exercise and Woody gave him a shoeing .
"رگز" در یک تمرین آموزشی طرف اشتباه یک مسابقه را گرفته بود و وودی یک کتک مفصل به او زد.
...
[مشاهده متن کامل]

( ورزشی ) The team that finished at the bottom of the table got a real shoeing from the champions.
تیمی که در انتهای جدول قرار داشت، از قهرمانان یک شکست سخت خورد.
( انتقادی ) Always good to see the fascist apologist and Hitler fanboy Brendan O'Neil get given a good shoeing .
همیشه خوب است که می بینیم عذرخواه فاشیست و طرفدار هیتلر، برندان اونیل، یک کتک خوب می خورد.
( طنز ) If you don't finish your homework, your dad will give you a shoeing!
اگه تکالیفت رو تموم نکنی، بابات یک فلکت می کنه!