give someone a pass

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از کسی گذشتن، چشم پوشی کردن
• به کسی اجازه خطا دادن، اشتباه کسی را نادیده گرفتن
• کسی را ( از مجازات، انتقاد، یا انجام کاری ) معاف کردن
این عبارت اصطلاحی در زبان غیررسمی به معنای تصمیم به نادیده گرفتن اشتباه، کوتاهی، یا تخلف کسی است، بدون اینکه او را مجازات کنید یا به او انتقاد کنید. ریشه آن از کارت های عبور ( pass ) در اماکن عمومی گرفته شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
I usually don't tolerate lateness, but I'll give you a pass this time.
معمولاً دیر آمدن را تحمل نمی کنم، اما این یک بار از تو می گذرم.
The teacher gave the student a pass for not doing the homework because of his family emergency.
معلم به خاطر اورژانس خانوادگی، از دانش آموز به خاطر انجام ندادن تکلیفش گذشت.
You can't just give him a pass for lying to you.
نمی توانی فقط به خاطر دروغ گفتنش به تو، از او بگذری.
I'll give you a pass on the dues this month, but next month you have to pay.
این ماه تو را از پرداخت حق عضویت معاف می کنم، اما ماه بعد باید پرداخت کنی.