🔸 معادل فارسی:
• روحیه دادن
• تقویت کردن
• جان تازه ای بخشیدن
• در زبان محاوره ای: دوباره سر پا کردن، انرژی تازه دادن، دست به نقد کمک کردن
🔸 مثال ها:
• The government's stimulus package gave a much - needed shot in the arm to the economy.
... [مشاهده متن کامل]
بسته محرک دولت رونقِ بسیار موردنیازی به اقتصاد بخشید.
• Winning the first game gave the team a real shot in the arm.
پیروزی در بازی اول روحیه واقعی به تیم داد.
• The new manager's fresh ideas gave a shot in the arm to the department.
ایده های تازه مدیر جدید به دپارتمان جان تازه ای بخشید.
• A cup of coffee in the morning gives me a shot in the arm to start the day.
یک فنجان قهوه صبحگاهی انرژی شروع روز را به من می دهد.
• روحیه دادن
• تقویت کردن
• جان تازه ای بخشیدن
• در زبان محاوره ای: دوباره سر پا کردن، انرژی تازه دادن، دست به نقد کمک کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بسته محرک دولت رونقِ بسیار موردنیازی به اقتصاد بخشید.
پیروزی در بازی اول روحیه واقعی به تیم داد.
ایده های تازه مدیر جدید به دپارتمان جان تازه ای بخشید.
یک فنجان قهوه صبحگاهی انرژی شروع روز را به من می دهد.