🔸 معادل فارسی:
سهم دادن / بخشی از سود یا منابع رو واگذار کردن
در زبان محاوره ای:
یه تیکه از کیک رو بده! / یه سهم بده / بذار بقیه هم یه چیزی گیرشون بیاد
🔸 تعریف ها:
1. ( اقتصادی – تقسیم منابع ) :
... [مشاهده متن کامل]
اشاره به دادن بخشی از سود، منابع، یا فرصت ها به دیگران؛ معمولاً در زمینه ی مالی، تجاری یا اجتماعی
مثال: The company gave a piece of the pie to its employees through profit - sharing.
شرکت از طریق تقسیم سود، یه سهم به کارمنداش داد.
2. ( اجتماعی – عدالت و برابری ) :
در مباحث اجتماعی، به معنای فراهم کردن فرصت برابر یا دسترسی به منابع برای گروه های محروم یا کم برخوردار
مثال: Activists demand that minorities get a fair piece of the pie.
فعالان خواستار اینن که اقلیت ها هم سهم منصفانه ای داشته باشن.
3. ( استعاری – مشارکت در موفقیت ) :
وقتی کسی بخشی از موفقیت یا دستاورد گروهی رو با دیگران تقسیم می کنه
مثال: He gave his team a piece of the pie after winning the award.
بعد از بردن جایزه، یه سهم به تیمش داد.
🔸 مترادف ها:
share the wealth – divide the profits – offer a stake – include others – spread the benefits
سهم دادن / بخشی از سود یا منابع رو واگذار کردن
در زبان محاوره ای:
یه تیکه از کیک رو بده! / یه سهم بده / بذار بقیه هم یه چیزی گیرشون بیاد
🔸 تعریف ها:
1. ( اقتصادی – تقسیم منابع ) :
... [مشاهده متن کامل]
اشاره به دادن بخشی از سود، منابع، یا فرصت ها به دیگران؛ معمولاً در زمینه ی مالی، تجاری یا اجتماعی
مثال: The company gave a piece of the pie to its employees through profit - sharing.
شرکت از طریق تقسیم سود، یه سهم به کارمنداش داد.
2. ( اجتماعی – عدالت و برابری ) :
در مباحث اجتماعی، به معنای فراهم کردن فرصت برابر یا دسترسی به منابع برای گروه های محروم یا کم برخوردار
مثال: Activists demand that minorities get a fair piece of the pie.
فعالان خواستار اینن که اقلیت ها هم سهم منصفانه ای داشته باشن.
3. ( استعاری – مشارکت در موفقیت ) :
وقتی کسی بخشی از موفقیت یا دستاورد گروهی رو با دیگران تقسیم می کنه
مثال: He gave his team a piece of the pie after winning the award.
بعد از بردن جایزه، یه سهم به تیمش داد.
🔸 مترادف ها: