روح شده به معنای مانند روح در مکان حضور پیدا کردن
روح شده
رها شده به معنای کسی که فریب شخص یا اشخاصی را خورده است و سرش بی کلاه مانده
روح شده
رها شده به معنای کسی که فریب شخص یا اشخاصی را خورده است و سرش بی کلاه مانده
بی محل شده
قال گذاشته شده
رها شده
او ارتباطش رو با من قطع کرد. ( با جواب ندادن به پیام و. . . )
همکاریمون تمومه. وقتی تو دور منو خط کشیدی!
بی مقدمه دور کسی رو خط کشیدن
قطع رابطه کردن
خود را از کسی قایم کردن
قطع رابطه کردن
خود را از کسی قایم کردن