🔸 معادل فارسی:
• فرار، گریز، رفتن از صحنه جرم
• تعطیلات کوتاه، سفر کوتاه و relaxing
• مکان خلوت و مناسب برای فرار از روزمرگی
• ( در فیلم و جنایی ) راه فرار، وسیله فرار
🔸 مثال ها:
� "The robbers made a quick getaway in a stolen car. "
... [مشاهده متن کامل]
دزدها با یک ماشین دزدی سریع فرار کردند.
� "We need a romantic weekend getaway. "
به یک سفر کوتاه رمانتیک نیاز داریم.
� "The police blocked all possible getaways. "
پلیس همه راه های فرار ممکن را مسدود کرد.
• فرار، گریز، رفتن از صحنه جرم
• تعطیلات کوتاه، سفر کوتاه و relaxing
• مکان خلوت و مناسب برای فرار از روزمرگی
• ( در فیلم و جنایی ) راه فرار، وسیله فرار
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دزدها با یک ماشین دزدی سریع فرار کردند.
به یک سفر کوتاه رمانتیک نیاز داریم.
پلیس همه راه های فرار ممکن را مسدود کرد.
۱. فرار یا خروج سریع، به خصوص از صحنه جرم.
۲. یک تعطیلات کوتاه.
منبع :OXFORD
ترجمه ی آزاده درست است. من چند نکته را می گویم:
۱ - بیشترین استفاده getaway برچسب روی درهای خروج اضطراری در ساختمان ها است. درب خروج اضطراری ترجمه ی خوبی است که دوستان فراموش کردند .
۲ - با Gateway. قاطی نشود. که ترجمه ی معکوس دارد : ( دروازه ورود )
... [مشاهده متن کامل]
Colombia is gateway of southAmerica
کلمبیا دروازه ورود به آمریکای جنوبی است.
۱ - بیشترین استفاده getaway برچسب روی درهای خروج اضطراری در ساختمان ها است. درب خروج اضطراری ترجمه ی خوبی است که دوستان فراموش کردند .
۲ - با Gateway. قاطی نشود. که ترجمه ی معکوس دارد : ( دروازه ورود )
... [مشاهده متن کامل]
کلمبیا دروازه ورود به آمریکای جنوبی است.
فرار ( از جایی ) ( به ویژه پس از ارتکاب جرم )
- The prisoners made their getaway at night.
- زندانیان فرارشان را در شب انجام دادند.
- The criminals planned their getaway meticulously.
... [مشاهده متن کامل]
- مجرمان فرار خود را با دقت برنامه ریزی کردند.
شروع ( noun )
- The getaway was chaotic as the runners jostled for position.
- شروع بی نظم بود، زیرا دوندگان برای کسب مقام یکدیگر را هل می دادند.
- He stumbled at the getaway.
- او هنگام شروع تلوتلو می خورد.
سفر مکان ( برای تعطیلات ) ( noun countable )
- Our family's favorite getaway is a beach house by the ocean.
- مکان تعطیلات محبوب خانواده ی ما خانه ای ساحلی در کنار اقیانوس است.
- The tropical island is the perfect getaway for sun, sand, and relaxation.
- این جزیره ی گرمسیری بهترین مکان برای استراحت، آفتاب، شن و ماسه است.
سفر تعطیلات کوتاه ( noun informal )
- She needed a getaway to recharge and relax.
- او برای تجدید قوا و استراحت تعطیلات کوتاه داشت.
- a romantic getaway
- تعطیلات کوتاه عاشقانه
- We booked a lakeside cabin for our family getaway.
- کلبه ای در کنار دریاچه برای تعطیلات کوتاه خانوادگی خود رزرو کردیم.
- She needed a getaway after a stressful week at work.
- او پس از یک هفته ی پراسترس در محل کار به تعطیلات کوتاهی نیاز داشت.
- زندانیان فرارشان را در شب انجام دادند.
... [مشاهده متن کامل]
- مجرمان فرار خود را با دقت برنامه ریزی کردند.
شروع ( noun )
- شروع بی نظم بود، زیرا دوندگان برای کسب مقام یکدیگر را هل می دادند.
- او هنگام شروع تلوتلو می خورد.
سفر مکان ( برای تعطیلات ) ( noun countable )
- مکان تعطیلات محبوب خانواده ی ما خانه ای ساحلی در کنار اقیانوس است.
- این جزیره ی گرمسیری بهترین مکان برای استراحت، آفتاب، شن و ماسه است.
سفر تعطیلات کوتاه ( noun informal )
- او برای تجدید قوا و استراحت تعطیلات کوتاه داشت.
- تعطیلات کوتاه عاشقانه
- کلبه ای در کنار دریاچه برای تعطیلات کوتاه خانوادگی خود رزرو کردیم.
- او پس از یک هفته ی پراسترس در محل کار به تعطیلات کوتاهی نیاز داشت.
1تعطیلات کوتاه یا مسافرت کوتاه
2فرارکردن
2فرارکردن
تعطیلات ( در زبان محاوره )