get worked up

پیشنهاد کاربران

از کوره در رفتن، عصبانی شدن، ناراحت شدن، هیجان زده شدن ( معمولاً بیش از حد و درباره چیزی که ارزش آن را ندارد )
این اصطلاح معمولاً بار منفی دارد و به وضعیتی اشاره می کند که کسی بیش از حد لازم درباره موضوعی جزئی یا بی اهمیت ناراحت، عصبانی یا مضطرب می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
Don't get so worked up about a typo. It's not the end of the world.
برای یک غلط املایی اینقدر از کوره در نرو. که آخر دنیا نیست.
She got all worked up when she saw the mess in the kitchen.
وقتی آشفتگی آشپزخانه را دید کلاً بیش از حد ناراحت شد.
here's no need to get worked up about the exam. You've studied enough.
نیازی نیست برای امتحان اینقدر خودت را ناراحت کنی / استرس بگیری. به اندازه کافی خوانده ای.