به سزای عمل رسیدن، تنبیه شدن
If you treat people badly, you’ll eventually get what’s coming
اگه با مردم بد رفتار کنی، بالاخره به سزای کارت می رسی.
You was slanging for him and then he got what was comin', right?
... [مشاهده متن کامل]
تو براش کار خلاف می کردی ( فروش مواد مخدر و این چیزا ) و بعدش به سزای عملش رسید، درسته؟
He lied to everyone for years, so he finally got what was coming
سال ها به همه دروغ گفت، پس بالاخره به سزای اعمالش رسید.
Don’t worry about him. He’ll get what’s coming sooner or later.
نگرانش نباش. دیر یا زود سزای اعمالش رو می بینه.
She cheated on her partners, and now she’s getting what’s coming
به شرکایش خیانت کرد و حالا داره تاوانش رو می ده.
You can’t keep breaking the law and expect not to get what’s coming
نمی تونی مدام قانون شکنی کنی و انتظار داشته باشی نتیجه اش و نبینی
البته یه اصطلاح هم هست که به صورت had it coming هستش. البته have / has it coming هم هست که اون برای وقتی هستش که طرف در آینده تقاص اشتباهاتش رو پس می ده.
He stole from everyone. He had it coming
از همه دزدی می کرد. حقش بود.
After all the trouble she caused, she had it coming
بعد از تمام دردسرهایی که درست کرد، حقش بود.
If he keeps acting like that, he has it coming
اگه همین جوری ادامه بده، عواقبش رومی بینه.
People who cheat others have it coming sooner or later
کسانی که سر مردم کلاه می ذارن، دیر یا زود با عواقبش رو در رو می شن.
Keep messing with them and you’ll have it coming
اگه همینطوری باهاشون در بیفتی، نتیجه اش رو می بینی
اگه با مردم بد رفتار کنی، بالاخره به سزای کارت می رسی.
... [مشاهده متن کامل]
تو براش کار خلاف می کردی ( فروش مواد مخدر و این چیزا ) و بعدش به سزای عملش رسید، درسته؟
سال ها به همه دروغ گفت، پس بالاخره به سزای اعمالش رسید.
نگرانش نباش. دیر یا زود سزای اعمالش رو می بینه.
به شرکایش خیانت کرد و حالا داره تاوانش رو می ده.
نمی تونی مدام قانون شکنی کنی و انتظار داشته باشی نتیجه اش و نبینی
البته یه اصطلاح هم هست که به صورت had it coming هستش. البته have / has it coming هم هست که اون برای وقتی هستش که طرف در آینده تقاص اشتباهاتش رو پس می ده.
از همه دزدی می کرد. حقش بود.
بعد از تمام دردسرهایی که درست کرد، حقش بود.
اگه همین جوری ادامه بده، عواقبش رومی بینه.
کسانی که سر مردم کلاه می ذارن، دیر یا زود با عواقبش رو در رو می شن.
اگه همینطوری باهاشون در بیفتی، نتیجه اش رو می بینی
مجازات شدن، تنبیه شدن، سزای عمل خود را دیدن، تقاص پس دادن، مکافات کشیدن.
مثال:
ترجمه پیشنهادی:
او آدم شیادی است و می خواهم ببینم که سزایش را می بیند.