🔸 معادل فارسی:
• از شکست بلند شدن
• دوباره روی پا ایستادن
• بعد از ضربه یا زمین خوردن، خود را جمع کردن
• تسلیم نشدن و دوباره تلاش کردن
🔸 مثال ها:
• “After losing his job, he had to get up off the mat and start looking for new opportunities. ”
... [مشاهده متن کامل]
بعد از باخت کارش، مجبور شد دوباره بلند شود و به دنبال فرصت های جدید بگردد.
“She’s been through a lot, but she always gets up off the mat. ”
او خیلی چیزها را پشت سر گذاشته، اما همیشه دوباره روی پا می ایستد.
• “Life knocked him down, but he always gets up off the mat. ”
زندگی او را زمین زد، اما همیشه دوباره روی پا می ایستد.
• از شکست بلند شدن
• دوباره روی پا ایستادن
• بعد از ضربه یا زمین خوردن، خود را جمع کردن
• تسلیم نشدن و دوباره تلاش کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بعد از باخت کارش، مجبور شد دوباره بلند شود و به دنبال فرصت های جدید بگردد.
او خیلی چیزها را پشت سر گذاشته، اما همیشه دوباره روی پا می ایستد.
زندگی او را زمین زد، اما همیشه دوباره روی پا می ایستد.