روی اعصاب کسی رفتن
رو مخ بودن
کسی را آزار دادن
تاثیر عمیق گذاشتن روی کسی ( مثبت یا منفی )
رو مخ بودن
کسی را آزار دادن
تاثیر عمیق گذاشتن روی کسی ( مثبت یا منفی )
رو مخ کسی رفتن
🔸 معادل فارسی:
روی اعصاب کسی راه رفتن : کسی را کلافه کردن : زیر پوست کسی رفتن : کسی را مدام آزار دادن و عصبانی کردن : کسی را از کوره دربردن
🔸 مثال ها:
• The documentary has already gotten under Elon Musk's skin.
... [مشاهده متن کامل]
این مستند از قبل زیر پوست ایلان ماسک رفته و او را کلافه کرده.
• His constant criticism really gets under my skin.
انتقادهای مداوم او واقعاً روی اعصابم راه می رود.
• She knows exactly how to get under his skin.
او دقیقاً می داند چطور زیر پوستش برود و کلافه اش کند.
روی اعصاب کسی راه رفتن : کسی را کلافه کردن : زیر پوست کسی رفتن : کسی را مدام آزار دادن و عصبانی کردن : کسی را از کوره دربردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این مستند از قبل زیر پوست ایلان ماسک رفته و او را کلافه کرده.
انتقادهای مداوم او واقعاً روی اعصابم راه می رود.
او دقیقاً می داند چطور زیر پوستش برود و کلافه اش کند.
حس و حال کسی را خیلی عمیق درک کردن
به ستوه آوردن کسی
باعث دلخوری کسی شدن
باعث دلخوری کسی شدن