get took

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( در بافت کلاهبرداری ) فریب خوردن، سرکیسه شدن
• ( در بافت فیزیکی ) گرفتار شدن، دستگیر شدن
• ( در بافت عاطفی ) شیفته شدن، مجذوب شدن ( کمتر رایج )
🔸 مثال ها:
I can't believe I got took by such an obvious scam.
...
[مشاهده متن کامل]

نمی توانم باور کنم که توسط چنین کلاهبرداری آشکاری فریب خوردم.
He thought he was buying a genuine Rolex, but he got took.
فکر می کرد یک رولکس اصل می خرد، اما سرکیسه شد.
The old lady got took by a fake charity over the phone.
آن پیرزن توسط یک خیریه جعلی تلفنی فریب خورد.
We got took on that deal; the car we traded in was worth way more.
در آن معامله سرمان کلاه رفت؛ ماشینی که دادیم معاوضه خیلی بیشتر ارزش داشت.
🔸 ریشه شناسی و نکته گویشی:
این ساختار در انگلیسی استاندارد غلط محسوب می شود، اما در برخی گویش های منطقه ای آمریکا ( مثل مناطق روستایی جنوب و آپالاشیا ) و در مکالمات خیابانی کاملاً طبیعی به کار می رود. همچنین در آثار ادبی برای نشان دادن لهجه شخصیت های عامیانه از آن استفاده می شود.