get the word out

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل ها:
خبر را پخش کردن
پیام را به گوش مردم رساندن
اطلاع رسانی کردن
کاری کردن که مردم از چیزی باخبر شوند
مثال؛
Trump says he’s struggling to ‘get word out’ he’s a great president
...
[مشاهده متن کامل]

ترامپ می گوید برای اینکه به مردم بفهماند رئیس جمهور بزرگی است، به سختی می تواند این پیام را منتقل کند.
We need to get the word out about the new policy.
باید درباره سیاست جدید به مردم اطلاع رسانی کنیم / پیام را به گوش مردم برسانیم.
They're trying to get the word out that the store is closing.
آنها تلاش می کنند خبر تعطیلی فروشگاه را به گوش مردم برسانند.

جار زدن ، خبر پراکنی کردن
Its great for spreading the world ot getting the world out .
🖕pros and cons of social media
get the word out/ put the word out
خبر رسانی کردن، اطلاع رسانی کردن، خبر پراکنی کردن
ارتباط برقرار کردن با مردم
ETo communicate a message to a lot of peopl
بیان کردن، اظهار نظر