🔸 معادل فارسی:
• ( عمومی ) توی ذوق خوردن، نصیب بد بردن، بدترین بخش ماجرا نصیب کسی شدن
• ( بی عدالتی ) سهم خراب را گرفتن، خرما را خوردن و سنگ را انداختن ( در معنای ضرر کردن )
• ( شکایت از موقعیت ) بدترین قسمت یک کار را به عهده گرفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تقسیم ناعادلانه )
"The workers did all the hard labor, but the company got the profits – the employees really got the shit end of the stick. "
کارگران همه کار سخت را کردند، اما شرکت سود را برد – کارمندان واقعاً بدترین سهم را بردند.
( تحمل عواقب اشتباه دیگران )
"My roommate threw the party and trashed the apartment, but I got the shit end of the stick when the landlord billed us for damages. "
هم اتاقی ام مهمانی داد و آپارتمان را به هم ریخت، اما وقتی صاحبخانه صورتحساب خسارت را فرستاد، بار خسارت به دوش من افتاد.
( شکایت از بدشانسی )
"Why do I always get the shit end of the stick? Everyone else gets promoted, and I get extra work. "
چرا همیشه بدترین قسمت به من می رسد؟ بقیه ترفیع می گیرند و من کار اضافه می گیرم.
( در مورد رابطه عاطفی )
"She broke his heart, but he got the shit end of the stick because everyone blamed him for the breakup. "
دختره قلبش را شکست، اما کاسه و کوزه سر او شکست. چون همه او را مقصر جدایی می دانستند.
• ( عمومی ) توی ذوق خوردن، نصیب بد بردن، بدترین بخش ماجرا نصیب کسی شدن
• ( بی عدالتی ) سهم خراب را گرفتن، خرما را خوردن و سنگ را انداختن ( در معنای ضرر کردن )
• ( شکایت از موقعیت ) بدترین قسمت یک کار را به عهده گرفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تقسیم ناعادلانه )
کارگران همه کار سخت را کردند، اما شرکت سود را برد – کارمندان واقعاً بدترین سهم را بردند.
( تحمل عواقب اشتباه دیگران )
هم اتاقی ام مهمانی داد و آپارتمان را به هم ریخت، اما وقتی صاحبخانه صورتحساب خسارت را فرستاد، بار خسارت به دوش من افتاد.
( شکایت از بدشانسی )
چرا همیشه بدترین قسمت به من می رسد؟ بقیه ترفیع می گیرند و من کار اضافه می گیرم.
( در مورد رابطه عاطفی )
دختره قلبش را شکست، اما کاسه و کوزه سر او شکست. چون همه او را مقصر جدایی می دانستند.